بررسی مبنایی اختلافات در رؤیت هلال (3) اقوال و مبانی در اشتراط اتحاد افق
68 بازدید
موضوع: فقه و اصول

پس از آنکه در بخش‌های اول و دوم مقاله بررسی مبنایی اختلافات در رؤیت هلال، به تعریف و بیان عوامل تأثیرگذار بر رؤیت هلال و مواضع ده‌گانه اختلاف میان فقها در زمینه رؤیت هلال پرداخته شد، نویسنده در این بخش از نوشتار، به بحثِ اشتراط اتحاد افق اشاره می‌کند.

 3- اگر در محل سکونت خود نتوانستیم هلال را ببینیم و در جای دیگری از دنیا شاهدانی بر رؤیت هلال داشتیم آیا با شهادت آن‌ها اول ماه ثابت می‌شود؟
پاسخ: برخی فقیهان مانند آیات عظام بهجت، خویی، تبریزی، صافی، نوری، وحید، اشتراک در شب را کافی می‌دانند خواه محلِ موردنظر در شرق یا غربِ محل رؤیت هلال باشد درواقع ایشان شرطِ اتحاد افق را شرط نمی‌دانند؛ این در حالی است که بقیة فقها اتحاد افق را شرط می‌دانند که در ادامه به ادلة دو طرف اشاره می‌شود. (رسالة مراجع م1735؛ منهاج الصالحین (خویی، تبریزی، وحید)، ج2، م1044، اجوبة الاستفتائات، س837 و 839؛ جامع الأحکام (صافی)؛ ج1، ص: 133)
اما این اختلاف نظرات بین فقها به چه دلیل است؟ برای فهم بهتر این دو نظر دلایل هریک را بررسی می‌کنیم.

ادلة قول یکم: (عدم اشتراط اتحاد افق)
مهم‌ترین ادلة قائلان به عدم اشتراط اتحاد افق، عبارت‌اند از:
دلیل اول: دلیل اعتباری
ماه قمری بر اساس وضعیت حرکت ماه و قرار گرفتن در جایگاهی خاص در مدار طبیعی آن نسبت به خورشید، آغاز می‌شود و ماه درنهایت دورش زیر شعاع خورشید، پنهان می‌گردد. ماه در این حالت که محاق نامیده می‌شود، در هیچ نقطه زمین دیده نمی‌شود. بعدازآنکه از محاق خارج شد و قابل‌رؤیت گشت، یک ماه قمری تمام و ماه قمری دیگر شروع می‌شود. روشن است که خروج ماه از محاق همان آغاز ماه جدید قمری برای تمام مکان‌های روی زمین می‌باشد؛ اگرچه ممکن است ماه به دلیل مانعی خارجی مانند شعاع آفتاب، کرویت زمین و بُعد مسافت یا مسائلی شبیه به آن، در بعضی مکان‌ها دیده شود و در بعضی دیگر قابل‌رؤیت نباشد. این مطلب ارتباطی به خارج نشدن ماه از محاق ندارد، چون بدیهی است که خروج از محاق چندین بار روی نمی‌دهد. این برخلاف طلوع آفتاب است که با تعدد مکان‌های مختلف، تعدد پیدا می‌کند و هر مکانی طلوع آفتاب خاصّ خود را داراست؛ پس قیاس ماه با مسئلة طلوع و غروب ماه، قیاس مع‌الفارق است، زیرا بحث ماه ربطی به مناطق زمین و نمی‌تواند به واسطة متعدد بودنِ سرزمین‌ها، طلوع ماه نیز متعدد باشد. نتیجة این مطلب آن است که رؤیت هلال در یک شهر، امارة قطعی برای خروج ماه از آن وضع خاص است و نشانگرِ آغازِ ماهِ جدید قمری برای همة مردم زمین است و مخصوص نقطه خاصی که ماه در آن دیده شده، نیست.
مشهور که اتحاد آفاق را شرط می‌کنند، به خاطر این است گمان می‌کنند ارتباطِ خروج ماه از زیر شعاع خورشید با مناطق زمین، مانند ارتباط طلوع و غروب خورشید با مناطق مختلف زمین است؛ اما با توجه به عدم شباهت ماه و خورشید، درمی‌یابیم گمان مشهور، اشتباه است. لازم به یاد است، در این مطلب فرقی بین کروی‌ات یا مسطح بودن زمین نمی‌کند. دلیل دوم: روایات
در ذیل، چند روایت که به‌عنوان دلیل این قول مطرح شده است، اشاره می‌شود؛
روایت اول: هشام بن حکم از امام صادق (ع) نقل می‌کند که در مورد کسی که بیست‌ونه روز، روزه گرفته بود فرمودند: اگر شاهد عادلی داشته باشد که اهل شهر بر اساس رؤیت ماه سی روز، روزه گرفته‌اند، یک روز را قضا می‌کند. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 265، ح 13)
خبر به‌مقتضای اطلاقش بر این دلالت می‌کند که رؤیت در یک شهر برای دیگر شهرها کافی است، گرچه ماه در آنجا دیده نشود ـ حتی اگر هیچ مانعی چه ابر و چه غیر آن در کار نباشد ـ و امام (ع) در روایت ثبوت هلال را مقید به اتحاد افق نفرموده‌اند. (مستند العروة الوثقی، ج 2: ص 121) روایت دوم: عبدالرحمان بن ابی‌عبدالله می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره هلال ماه رمضان درصورتی‌که هوا در بیست و نهم شعبان ابری شود، سؤال کردم؟ فرمودند: روزه نگیر، مگر اینکه ماه را ببینی و اگر اهل شهر دیگر شهادت دادند که ماه را دیده‌اند در این صورت یک روز قضا کن. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 254، ح 9)
این روایت نیز با توجه به اطلاقش بر کفایت رؤیت در شهر دیگر می‌کند چه افق آن با شهر فردی که سؤال کرده، متّحد باشد یا مختلف. (مستند العروة، ج 2، ص 121) روایت سوم: اسحاق بن عمار می‌گوید: از امام صادق (ع) درباره هلال ماه رمضان که در روز بیست و نهم شعبان ابری شود، سؤال کردم؟ حضرت فرمود: آن روز را روزه نگیر، مگر اینکه ماه را ببینی، پس اگر اهل شهر دیگری شهادت دادند که ماه را دیده‌اند، آن روز را قضا کن... (وسائل الشیعه، ج 10، ص 279، ح 3) روایت چهارم: از امام (ع) درباره روزی که قضا می‌شود از ماه رمضان سؤال شد؟ فرمود: قضا نکن، مگر اینکه دو شاهد عادل از تمام نمازگزاران شهادت دهند که چه وقتی اول ماه بوده ـ و باز فرمود: ـ روزه نگیر آن روزی را که قضا می‌شود، مگر اینکه تمام اهل شهرها آن را قضا کنند، اگر آن‌ها قضا نمودند، تو هم روزه خود را قضا کن. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 293، ح 1)
شاهد در این روایت دو جمله است: 1- فرمایش امام (ع) که فرمود: دو شاهد از تمام اهل نماز باشد و جمله دلالت می‌کند بر اینکه حکم اختصاص به شهر خاصی ندارد، بلکه حکمی برای تمام مسلمانان است که در شهرهای مختلف می‌باشند، اعم از اینکه افق آن‌ها با همدیگر متحد باشد یا مختلف، پس هر وقت بَینه (دو شاهد عادل) از تمام شهرها قائم شد، برای اهل این شهر هم کفایت می‌کند که روزه را قضا کنند.
2- شاهد دوم، کلام امام (ع) در روایت است که می‌فرماید: مگر اینکه اهل شهرها آن روز را قضا کنند.
پس معلوم می‌شود که شهرها با هم فرق نمی‌کنند و تمام شهرها حکمشان یکی است. (منهاج الصالحین، ج 1، ص 281)
مؤید این استدلال سه مطلب است:
شاهد اول: در دعای روز عید آمده: از تو به حق امروز که آن را برای مسلمانان عید قرار داده‌ای از این جمله معلوم می‌شود که خداوند ـ با همه اختلافی که در آفاق وجود دارد ـ یک روز مشخّص را که به آن با لفظ هذا اشاره می‌شود، عید قرار داده است نه اینکه هر سرزمینی عیدی مخصوص داشته باشد که با عید دیگر سرزمین‌ها فرق کند. شاهد دوم: آیات شریفه‌ای که در مورد شب قدر وارد شده و اینکه آن شب از هزار ماه بهتر است و در آن هر امرِ با حکمت جدا و فیصله داده می‌شود. (دخان: 4)
از این آیات ظاهر می‌شود که آن شب، برای تمام مردمان و جمیع اهل عالم یک شب معین است، نه اینکه هر محلی و مکانی شب قدر خاص خود را داشته باشد غیرازآن شب که برای جای دیگر است. شاهد سوم: سکوت همة روایات نسبت به اعتبار اتحاد افق، نیز شاهد دیگری بر عدمِ اعتبار آن است؛ با جستجو در روایات مشاهده می‌کنیم هیچ روایتی، حتی یک روایت ضعیف، متعرضِ اشتراطِ اتحاد افق نشده است؛ لذا فتوای مشهور مستند به روایات نیست بلکه به واسطة قیاسِ ارتباطِ خروج ماه از زیر شعاع خورشید با ارتباط طلوع و غروب خورشید است که با توضیحات ارائه شده، روشن شد که قیاسشان مع‌الفارق است.

ادلة قول دوم: (اشتراط اتحاد افق)
در ذیل مهم‌ترین ادلة قول کسانی که اتحاد افق را شرط می‌دانند، بیان می‌گردد.
دلیل اول: آیات قرآن
1- در آیه یسْئَلُونَک عَنِ الْأهِلَةِ قُلْ هِی مَواقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ (بقره: 189) ای پیامبر از تو سؤال می‌کنند از اهلّه و اول ماه‌ها، بگو آن‌ها تعیین وقت برای مردم و اعمال حج است.
خداوند به کسانی که درباره تغییرات ماه از هلال تا بدر، پرسیده‌اند پاسخ می‌دهد؛ یعنی سؤال این است که چرا ماه همیشه به‌صورت بدر و پرنور خلق نشده که مردم از آن استفاده نمایند؟ خداوند در جواب می‌فرماید: این حالات مختلف که برای ماه به وجود می‌آید، برای دانستن اوقات در بین مردم و اعمال حج است. توضیح مطلب اینکه با تغییر شکل‌های مختلف ماه (هلال و بدر) مردم بدون هیچ مشکلی می‌توانند قراردادهای اجتماعی و اعمال عبادی خود را تعیین کنند. مثلاً مهلت ادای دین خود را پانزدهم ماه فلان و یا پایان زمان اجاره را اول ماه فلان قرار دهند و سپس به‌وسیله هلال و بدر ماه، وقت روشن خواهد شد. همین‌طور است اوقات حج و ماه‌های حرام و روز عرفه و هنگام عید که با اهله روشن می‌شود و این مطلب تحقق نمی‌یابد مگر با درک، نه خروج ماه از محاق در یک شهر که این مطلب برای فرد آگاه و کسی که در آیه تأمّل کند، روشن است. 2- همین معنی در آیه دیگر با بیانی دیگر آمده است: هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیآءً وَ القَمَرَ نُوراً وَ قدّرَهُ منازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ (یونس: 5) اوست (خدا) کسی که آفتاب را درخشان و ماه را تابان قرار داد و برای آن منازلی مقدّر کرد تا عدد سال و حساب را بدانید.
بدیهی است که آیه به‌روشنی دلالت می‌کند که مردم به تعیین وقت نیاز دارند، لذا خداوند ماه را به کیفیت خاصی خلق کرده که با آن سال و ماه و حسابِ وقت روشن شود.
پس باید انسان ماه را درک کند و این درک تعیین‌کننده وقت است، نه اینکه مجرد خروج ماه از محاق در یک محل برای دیگر مکان‌ها، تعیین‌کننده وقت باشد. در آیات دیگری هم به این مطلب اشاره شده است که به همین مقدار اکتفا می‌کنیم. 3- آیة وَ مَنْ شَهِدَ مِنکمُ الشَّهْرَ فَلْیصُمْهُ (بقره: 185) هر کس از شما ماه رمضان را درک کند، پس آن ماه را روزه بگیرد مراد از شِهَدِ در آیه به معنی حضور به همراه اطلاع یافتن به جهت حضور است و شهادتِ شَهِدَ محقق می‌شود به اینکه به ماه رمضان برسد و از آن اطلاع داشته باشد. از این گفتار معلوم می‌شود که شهادت (درک) محقق نمی‌شود، مگر اینکه ماه قابل‌رؤیت باشد. (تفسیر المیزان، ج 2، ص 21) پس رؤیت در شهر غربی که بر اساس فرض، هلال تازه در آن متولّد شده، اول ماه را در شهر شرقی ثابت نمی‌کند. چون در آن شهر هنوز ماه متولد نشده و قابل‌درک و رؤیت نبوده است و اگر بگوییم شَهِدَ را در آیه به معنای رؤیت است که بعید نیست چنین باشد، بازهم دلالت می‌کند بر اینکه باید ماه در محل، قابل‌رؤیت باشد و نتیجه در هر دو وجه (شرط بودن اتحاد افق) است. دلیل دوم: روایات روایات بسیاری است که از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده و همگی بر اینکه شرط ثبوت اول ماه، رؤیت هلال است، دلالت دارند. از جمله روایتی است که از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: هنگامی‌که هلال را دیدید، روزه بگیرید و هنگامی‌که آن را دیدید، افطار کنید. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 252، ح 2) بنابر آنچه گفته شد، روایات عدیده دلالت می‌کند که رؤیت هلال لازم بوده و بدیهی است که رؤیت هلال در سرزمین‌های غربی، ملازم رؤیت آن در سرزمین‌های شرقی نیست و ای‌بسا که رؤیت در شرق ممکن نمی‌شود، چون ماه در هنگام غروب آفتاب آن مکان‌ها هنوز از تحت‌الشعاع خارج نشده است تا قابل‌رؤیت باشد.
اگر گفته شود: لازمة چنین سخنی آن است که اگر خود انسان ماه را نبیند، لازم نیست روزه بگیرد و این حرف را کسی نگفته و نمی‌تواند بگوید و پر واضح است که در ثبوت ماه رؤیت شخصی لازم نیست.
در جواب می‌گوییم: با ادلة دیگر می‌فهمیم که رؤیت شخصی برای ثبوت هلال لازم نیست و ثبوت آن در محلّی ولو با دیدن دیگران کافی است. در صحیحه منصور بن حازم آمده، امام (ع) فرمود: روزه بگیر به دیدن ماه و افطار کن به دیدن آن، پس اگر دو نفر شاهد مقبول شهادت دادند که ماه را دیده‌اند، آن روز را قضا کن. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 254، ح 8)
روایاتی با این مضمون بسیار است که دلالت بر ثبوت اول ماه با بینه می‌کند، ولی اطلاق ندارند تا شامل شهرهایی که با هم اختلاف افق دارند شوند. یکی از تالی فاسدهای قولِ شرط نبودن اتحاد افق این است که باید ملتزم شویم که مسلمانان مدت‌های طولانی و در قرن‌های متمادی اکثراً روز عید فطر را روزه گرفته و فردای عید را عید دانسته‌اند. حتّی در زمان ائمه: مسلمانان سرزمین‌هایی که در شرق حجاز قرار دارند، مثل اهالی ایران، عملاً روزی را که در مدینه عید بوده، به حکم با دیدن ـ هلال ـ روزه بگیر و با دیدن ـ هلال ـ افطار کن. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 289، ح 11) روزه می‌گرفتند. پس معلوم می‌شود که در قرن‌های متوالی ـ چه در عصر ائمه (ع) و چه در دوران‌های بعدی ـ مردم به وظیفه خود عمل کرده‌اند و الآن هم همان‌طور باید عمل شود.

نکته:
شهرهای هم‌افق: شهرهایی که از نظر علم هیئت در یک طول جغرافیایی (نصف النهار) قرار گرفته باشند، هم‌افق می‌نامند.

منابع
قرآن کریم.
احمد عابدینی، رؤیت هلال از نگاهی دیگر.
امام خمینی، رسالة توضیح المسائل محشی به فتاوای آیات عظام اراکی، بهجت، تبریزی، خامنه‌ای، خویی، سیستانی، شبیری زنجانی، صافی گلپایگانی، فاضل لنکرانی، گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی.
امیر حسن‌زاده، محمد احمدی و یوسف شعبانی، ماه نو مبانی علمی رؤیت هلال.
حسین وحید خراسانی، منهاج الصالحین.
رضا مختاری و محسن صادقی، رؤیت هلال.
رضا مختاری، باز هم رؤیت هلال با چشم مسلّح.
سید حسین حسینی سیستانی، منهاج الصالحین.
سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین.
سیدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن.
سیدعلی خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات.
سیدمحمد حکیم‌زاده، استفتائات حضرت آیت الله سیستانی.
سیدمحمدرضا سیستانی، اسئلة حول رؤیة الهلال مع اجوبتها.
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه.
شیخ طوسی، تهذیب الاحگام.
مجلة نورالصادق، شمارة 13.
محمدجواد فاضل لنکرانی، اعتبار ابزار جدید در رویت هلال.
میرزا جواد تبریزی، منهاج الصالحین.
ناصر مکارم شیرازی، چند نکته مهم درباره رؤیت هلال.

نویسنده: حجت‌الاسلام سیدمهدی نریمانی زمان آبادی (پژوهشگر و طلبه سطح چهار حوزه علمیه مشهد)