مراتب، شرایطِ الزامی و استحبابی امر به معروف و نهی از منکر
46 بازدید
تاریخ ارائه : 8/23/2014 9:00:00 AM
موضوع: فقه و اصول

دو فریضه «امر به معروف و نهی از منكر» نظارت و مراقبت همگانی در اصلاح جامعه اسلامی است و مطابق فرمایش امام باقر(ع) فریضه بسیار بزرگى است كه بوسیله آن سایر فرائض اقامه مى‌گردد. راه انبیاء و طریقه صالحین است، فرضیه بسیار بزرگى كه با آن فرائض اقامه مى‌گردد، و مشرب‌هاى گوناگون فكرى یا راه‌های رفت و آمد امنیت مى‌یابد، و كسب و كار حلال مى‌گردد، و حق ستمدیدگان به آنان بازگردانده مى‌شود، و زمین آباد مى‌گردد، و از دشمنان انتقام گرفته مى‌شود، و امور به صلاح مى‌گراید پس منكر را با قلب خویش مورد انكار قرار دهید، و با زبان از آن نهى كنید، و بر صورت مرتكبین آن بكوبید و در راه خدا از ملامت هیچ ملامتگرى باك نداشته باشید، پس اگر اندرز گرفتند و به حق بازگشتند، دیگر كارى با آنان نداشته باشید، زیرا مبارزه همواره با كسانى است كه به مردم ستم مى‌كنند و بناحق در زمین فساد برمى‌انگیزند، براى اینان است كیفر دردناك، با اینان است كه باید با پیكرهاى خود جهاد كنید، و با دلهایتان به آنان كینه بورزید- بدون اینكه بخواهید خود سلطه یافته، یا اموالى را غصب كنید و یا با ستمكارى بخواهید ظفر یابید- تا آنگاه كه به امر خدا بازگردند، و به اطاعت خداوند گردن نهند.

اما به‌راستی شرایط وجوب این دو فریضه کدام است؟ حدود و ثغور آن چیست؟ آیا برای امر و نهی کسی می‌توان به او خسارتی وارد کرد؟ آیا تفتیش و تجسس در زندگی افراد برای اطلاع از عیوب و اشتباهات آنها و تذکر دادن به آنها شایسته است؟ در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر مستلزم زیان به آمر و ناهی باشد، چه حکمی دارد؟ حداقل مراتب امر به معروف و نهی از منکر کدام است؟ اگر شخصی که مرتکب حرام می‌شود، فقط یکبار این کار را می‌خواهد انجام دهد، باز باید او را نهی از منکر کرد؟ اگر طرفِ مقابل، در ترک واجب یا ارتکاب حرام، عذر شرعی داشته باشد، باز هم امر به معروف و نهی از منکر او واجب است؟

پاسخ این پرسش‌ها و پرسش‌های متعدد دیگری را از آموزه‌های وحیانی [با تکیه بر احادیث امام رضا(ع)] و فتاوای مراجع عظام تقلید، در ذیل دو بخش آمده است، یکم، مراتب و مراحل؛ دوم، شروط امر به معروف و نهی از منکر.


یکم: مراتب و مراحل
در روایات و فتاوای مراتب و درجاتِ مختلفی برای امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است که با حاصل شدن غرض از مرتبه پائین تر جائز نیست از مرتبه بالاتر آغاز شود بلکه اگر احتمال داده شود که غرض با مرتبه پائین تر حاصل می‌شوند نباید مرتبه بالاتر را بکار بست.

مرتبه اول: از دل آغاز می‌شود و هر کس ارتکاب منکری، یا ترک معروفی را دید، به مقتضای ایمانش باید در دل خود، از آن کار منکر و این ترک معروف منزجر باشد. بی‌گمان این مرتبه، به عنوان پایین‌ترین مرتبه امر به معروف و نهی از منکر، همیشه و در همه جا، قابلیت امتثال را دارد.

مرتبه دوم: آشکار شدن آثار انزجار و ناراحتی قلبی در چهره؛ یعنی مؤمن با دیدن عمل منکر و ترک معروف، قیافه‌اش را درهم می‌کشد و روی ترش می‌کند. در روایات، از این کار به (اکفهرار وجه) تعبیر شده است. در روایات آمده: کسی که با دیدن عمل منکر و ترک معروف، برای خدا چهره‌اش را درهم نکشد، جهنم چهره او را در هم خواهد کشید.

مرتبه سوم: به زبان مربوط می‌شود، مؤمن با زبان، ناراحتی خود را از عامل به منکر و تارک معروف، آشکار کند و او را امر به معروف و نهی از منکر نماید و یا نصیحت و موعظه کند و یا ارشاد و هدایت نماید و به هر حال، وی را به راه راست هدایت کند.

این مرتبه به روش‌های متعددی محقق می‌شود مانند: 1- روش خواهش و موعظه 2- روش تکرار 3- استفاده از افراد دارای صلاحیـت 4- امر و نهی علنی 5- اهم و مهم و دفع افسد به فاسد 5- کنایه گویی.

مرتبه چهارم: به عمل مربوط می‌شود. مؤمن، عملًا با قدرت و به طور فیزیکی، جلو منکرات را می‌گیرد؛ به شرطی که به جرح و قتل و ضرر جسمی منجر نشود. که اجرای این مرتبه، نیازمند حکم امام یا نائب اوست.

دوم: شروط امر به معروف و نهی از منکر
در آموزه‌های دینی، نزدیک به شصت شرط نَقلی و عقلی برای امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است که در چهار محور اصلی مورد اشاره قرار می‌گیرد. محورهای پنج‌گانه بحث عبارت است از: 1. شرایط امر و نهی کننده؛ 2. شرایط امر و نهی شونده؛ 3. شرایط معروف و منکر؛ 4. شرایط نحوه دعوت.

لازم به یادآوری است، کثرتِ شرایطِ امر به معروف و نهی از منکر، در آموزه‌های اسلامی از یک‌سو و بیان برخی این شرایط در کلام امام رضا(ع) به صورت کلی، از سوی دیگر؛ چاره‌ای جز تکمیل بحث از منابع دیگر باقی نمی‌گذارد. لذا در این بخش علاوه بر الهام از کلام امام رضا(ع) لازم است بقیه شرایط این فریضه از فتاوای مراجع تقلید، استخراج گردد تا بحث به‌صورت کاربردی قابل ارائه گردد.

1. شرایط امر و نهی کننده:
1.1. باید معروف و منکر را درست بشناسد. بنابراین بر کسی که معروف و منکر را نمی‏شناسد، واجب نیست. (امام خمینی، تحریر الوسیله، گفتار در شرایط وجوب؛ فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، م2866؛ بهجت، توضیح المسائل، م1608)
1.2. نسبت به شرائط، موارد وجوب و عدم وجوب و همچنین موارد جواز وعدم جواز امر به معروف و نهى از منکر اطلاع کامل داشته باشد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، گفتار در شرایط وجوب، م8؛ مکارم شیرازی، استفتائات، 2: 1383)

1.3. بهتر است طبق دانش خود، عمل نماید؛ یعنی معروف را انجام دهد و از منکر دوری جوید. چنانکه امام علی(ع) فرمود: آن کس که می‏خواهد مردم را به راهی دعوت کند، پیش از آن که می‏خواهد به دیگران یاد بدهد، باید خود را مخاطب کند و به خودش تعلیم و تلقین نماید. پیش از آن که می‌خواهد مردم را با زبان خود تربیت کند باید عمل و روش خود را تربیت کند، آن کس که خودش را تعلیم و تلقین و تربیت و تأدیب می‌کند برای احترام و تکریم شایسته‏ تر است از آن که معلم و مربی دیگران است. (امام علی(ع)، نهج البلاغه، حکمت 73) چنانکه در آیات و روایات به این نکته اشاره شده است: {أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ} {یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * کبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ} امیر مؤمنان(ع): «لعنت و نفرین خدا بر کسانی که مردم را به کارهای نیک دعوت می‌کنند و خود کارهای نیک را ترک می‌کنند و نفرین خدا بر آنان که مردم را از کار زشت باز می‌دارند،‌ ولی خود آن را انجام می‌دهند». (امام علی(ع)، نهج البلاغه، خطبه 129)
امام رضا(ع): «حواریون به این نام، شهرت یافتند چون، خودشان را پاک کرده بودند و تلاش می‌کردند مردم را با وعظ و یادآوری، پاک کنند». (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج16: 132) در واقع حواریون به دانسته‌هایشان عمل کردند و دیگران را به آن فراخواندند.
امام رضا(ع): «در روز قیامت، کسانی که مردم را به خیر دعوت کرده‌اند ولی خودشان بر خلافِ آن عمل نموده‌اند، حسرتِ فراوانی دارند». (امام رضا(ع)، فقه الرضا(ع)، 376)

1.4. مطالعه پیرامون موضوع مورد نظر، برای تذکر نسبت به بازده شوم آن گناه یا تأثیر مثبت آن معروف.

1.5. قصد اصلاح و دلسوزی و خیرخواهی داشته باشد، نه قصد مچ‌گیری و آبروریزی و تخریب؛ چنانکه خدا فرمود: {أُبَلِّغُکمْ رِسَالَاتِ رَبِّی وَأَنَا لَکمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ}.
امام رضا(ع): «از خصومت بترس، زیرا شک به ارمغان می‌آورد، کردار انسان را بی‌ارزش می‌سازد، انسان را پَست می‌کند حتی ممکن است به خاطر خصومت، سخنی بر زبان آوری که هیچ‌گاه بخشیده نشوی!» (میرزای نوری، مستدرک الوسائل، 12: 249)

1.6. هدایت به دست خداست: طبق بعضی آیات قرآن، هدایت یا گمراهی اشخاص، به لطف و اراده خدا بستگی دارد. ما فقط وظیفه داریم راه درست را به آنها نشان دهیم و قلب و روح آنها را متوجه حقیقت کنیم.
امام رضا(ع): «اگر امر به معروف و نهی از منکر کردید و تأثیر نداشت، حداقل آن است که وظیفه‌ات را انجام داده‌ای.» (امام رضا(ع)، فقه الرضا(ع)، 375‌)
1.7. اگر یک نفر قدرت ندارد، و عده‌اى کمتر از مقدار کفایت جمع شوند وبقیه جمع نشوند و اقدام کننده به امر به معروف و نهى از منکر نتواند آنان راجمع کند وجوب از او ساقط مى شود و گناه به گردن تخلف کنندگان است. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م4)

2. شرایط امر و نهی شونده:
با توجه به فرمایش امام رضا(ع) که فرمود: «با مردم، مطابق شرایطشان، صحبت کن» (میرزای نوری، مستدرک الوسائل، 12: 298) برای بهتر انجام شدنِ امر به معروف و نهی از منکر، باید در مورد شخصی که مورد امر یا نهی قرار می‌گیرد، موارد ذیل رعایت گردد.

2.1. مصمم به تکرار گناه باشد. لذا اگر می‏داند یا احتمال دارد دیگر آن کار را انجام نخواهد داد، لزومی ندارد امر یا نهی کند. (امام خمینی، تحریر الوسیله، گفتار در شرایط وجوب، شرط سوم؛ فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، شرط سوم؛ بهجت، توضیح المسائل، م1608)

2.2. اگر جاهل به حکم است؛ ظاهرا امر به معروف ونهى از منکر واجب است مخصوصا اگر بداند که اوجاهل مقصر است و نزدیکتر به احتیاط آنست که او را اول به حکم مسئله ارشاد کند سپس ببیند اگر باز هم ادامه مى دهد آنوقت او را انکار و نهى کند مخصوصا اگر جاهل قاصر باشد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، گفتار در شرایط وجوب، م3) چنانکه امام رضا(ع) در مورد کسانی که به خاطر ناتوانی فهم، دچار خطا می‌شوند، فرمود: «با آنها مدارا کنید.» (میرزای نوری، مستدرک الوسائل، 12: 215)

2.3. اگر فاعل جاهل به موضوع باشد انکارش و برطرف کردن جهلش واجب نیست مثل اینکه از باب غفلت و یا فراموشى نماز نخوانده باشد و یا شراب را به خیال آنکه شربت است بنوشد، بله اگر موضوع امر بسیار مهمى نظیر قتل نفس محترم باشد به طور که خدا به هیچ وجه راضى به انجام یا ترک آن نباشد واجب است امر به معروف و نهى از منکر را در آن مورد اقامه کند و طرف را امر و یا نهى کند. (امام خمینی، تحریر الوسیله، گفتار در شرایط وجوب، م4)

2.4. اگر کسى که حرامى را مرتکب می‌شود و یا واجبى را ترک می‌کند در ارتکاب آن وترک این عذر شرعى یا عقلى داشته باشد یا احتمال بدهیم که عذر دارد، امر به معروف ونهى از منکرش جائز هم نیست. (امام خمینی، تحریر الوسیله، شرط چهارم، م22 و 23) همانطور که امام رضا(ع) در مورد کسی که به خاطر تقیه، کلامی خلاف واقع را به کاربرد، فرمود: «سرّ او را نزد عامه بازگو نکردم، تا ایشان وی را اذیت نکنند … خدا توریه را برای ترحّم به شیعیان و دوستان ما قرار داده است.» (میرزای نوری، مستدرک الوسائل، 12: 265)

2.5. با توجه به فرمایش امام رضا(ع) که فرمود «فقط کسی امر به معروف و نهی از منکر می‌شود که مؤمن باشد که بیدار گردد یا جاهل باشد تا آموزش یابد؛ اما دیگران، امر به معروف و نهی از منکر نمی‌شوند.» (امام رضا(ع)، فقه الرضا(ع)، 376‌) انسان‌ها در برخورد با حق، چند گونه‌اند:
گونه اول: انسان‌های حق‌گرا. چنین افرادی در صورتی که اشتباه خود را دریابند، نه تنها ناراحت نمی‌شوند، بلکه بسیار خرسند و شادمان می‌شوند.
گونه دوم: انسان‌های بی‌تفاوت در مقابل حقیقت. چنین افرادی از اینکه کسی روی اشتباهاتشان انگشت بگذارد، استقبال نمی‌کنند.
گونه سوم: انسان‌های حق‌ستیز. این گونه افراد مسلما در برابر حرف حق، واکنش منفی نشان می‌دهند. البته این گروه اندکند و غالب افراد جزو گروه اول و دوم هستند.

3. شرایط وجوب:
3.1. اگر احتمال عقلایی بدهد که امر و نهی در مورد او تأثیر می‌گذارد، امر و نهی واجب است. (امام خمینی، تحریر الوسیله، گفتار در شرایط وجوب، م1؛ فاضل لنکرانی، استفتائات، 1: س929؛ مکارم شیرازی، استفتائات، 2: 1375؛ خویی، تبریزی، وحیدخراسانی، و سیستانی، منهاج الصالحین، م1269)

3.2. در امر و نهی مفسده‏ای نباشد، اما اگر بداند یا گمان کند و حتی اگر احتمال صحیح بدهد که اگر امر و نهی کند ضرر جانی یا عرضی و آبرویی یا مالی قابل توجه به او می‏رسد واجب نیست، حتی اگر احتمال ضرر به خویشاوندانش و مؤمنین را هم بدهد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نمی‌شود. البته اگر معروف یا منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیت زیاد می‏دهد، مثل این که اصول دین یا اصول مذهب و یا حفظ قرآن باشد، به سبب ضرر رسیدن به انسان وجوب امر به معروف و نهی از منکر از انسان ساقط نمی‌شود؛ بلکه اگر امر به معروف و نهی از منکر موجب ضرر به جان و مال هم بشود، باید انجام گیرد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، شرط چهارم، م6)
امام رضا(ع): «امر به معروف و نهی از منکر، واجب‌اند [به شرطی که] توانایی انجام آن را داشته باشد و تهدیدی برای خودش احساس نکند». (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج16: 125 و 129)

3.3. اگر موضوع تکلیف واجب و یا زمینه ارتکاب منکر از بین برود وجوب امر به معروف و نهى از منکر نیز از بین مى رود هرچند خود مکلف زمینه را از بین برده باشد مثلا آب منحصرى که حفظ آن جهت طهارت و یا براى حفظ نفس محترمه واجب است را بریزد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م8)

3.4. اگر اقامه فریضه‌اى یا ریشه‌کن ساختن منکرى متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجبى باشد ظاهرا بایستى ملاحظه کند کدامیک مهم‌تر است آنرا انجام دهد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م9؛ خامنه‌ای، اجوبه الاستفتائات، س1057)
3.5. اگر قادر بر یکى از دو واجب باشد یا امر به فلان معروف و یا نهى از فلان منکر باید ببیند که کدامیک مهم‌تر است آنرا انجام دهد واگر هر دو مساوى بود مخیر است بین آن دو. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م10)

4. شرایط معروف و منکر:
4.1. در واجبات و محرمات، امر و نهی واجب کفایی است. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م1 و2؛ فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، م2119 و 2120، بهجت، استفتائات، س3837؛ گلپایگانی، توضیح المسائل، و صافی‌ گلپایگانی، توضیح المسائل، م2860 و2861؛ خویی، و تبریزی، وحیدخراسانی و سیستانی، منهاج الصالحین، م1270)

4.2. اگر اقامه امر به معروف و نهی از منکر، نیازمند اجتماع عده‌اى باشد؛ با اجتماع چند تن واجب از عهده بقیه ساقط نمى‌شود مگر زمانى که به قدر کفایت اجتماع حاصل شده باشد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م3؛ مکارم شیرازی، استفتائات، 2: س376)

4.3. در مستحبات و مکروهات، امر و نهی مستحب است. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م1؛ فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، م2119؛ گلپایگانی، توضیح المسائل، و صافی‌ گلپایگانی، توضیح المسائل، م2862؛ خویی، تبریزی، وحیدخراسانی و سیستانی، منهاج الصالحین، م1271)

4.4. در معروف و منکرِ مستحب و مکروه؛ نباید امر و نهی باعث اهانت مؤمن شود یا از توان و حوصله او خارج باشد. (سیستانی، منهاج الصالحین، م1271)

4.5. در وجوب انکار منکر فرقى نیست بین اینکه آن منکر گناه کبیره باشد یا گناه صغیره. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م14)

4.6. نهی از مقدمات یقینی موصل به حرام، حکم منکر و حرام را دارد. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م15)

4.7. نهی از تصمیم ارتکاب گناه واجب است. (امام خمینی، تحریر الوسیله، م11)
نویسنده: حجت‌الاسلام سیدمهدی نریمانی زمان آبادی (پژوهشگر و طلبه سطح چهار حوزه علمیه مشهد)

منبع: اختصاصی شبکه اجتهاد