جرم «مخالفت با مشهور»!!!
41 بازدید
تاریخ ارائه : 7/25/2014 3:30:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

« شيخ محمد هادى تهرانى نجفى» در 20 رمضان سال 1253 ق در شهر تهران و در خانواده‏اى روحانى به دنيا آمد. پدر او محمد امين نام داشت كه مشهور به« واعظ» بود. شيخ هادى در بعضى از نوشته‏هاى خود، مجلسى اول و دوم را به عنوان جدّ و دايى خود معرفى مى‏نمايد و از وحيد بهبهانى به عنوان عموى خود ياد مى‏كند.

او پس از گذراندن علوم مقدماتى در تهران، به سوى اصفهان كه در آن هنگام بزرگ‏ترين حوزه علمى ايران بود، رهسپار گرديد و در آنجا علوم عقلى و نقلى را نزد استادان بزرگ هر فن فراگرفت. پس از آن به تهران بازگشت و پس از توقفى كوتاه در آن شهر، رهسپار عراق گرديد. شيخ هادى در دهه سوم زندگانى خود وارد نجف اشرف شد و سال‏هاى آخر درس شيخ مرتضى انصارى را درك نمود. پس از وفات شيخ در سال 1281 ق او به كربلا عزيمت كرد و در آنجا از درس شيخ عبدالحسين معروف به شيخ العراقين، بهره برد.

پس از وفات شيخ العراقين در سال 1286 ق شيخ هادى دوباره به نجف بازگشت و در آنجا پس از مقدارى تلمّذ نزد ميرزا محمد حسن شيرازى معروف به ميرزاى بزرگ، كه فتواى تحريم تنباكو را صادر كرد، خود حوزه درسى مستقلى تشكيل داد.

شيوايى بيان، عمق تحقيق و تيزبينى و خوش سبكى تدريس باعث شد تا شاگردان فراوانى به حلقه درس او درآمدند و در همه‏جا از او به نيكى ياد كردند و صحبت درس او به همه محافل كشيده شد.

يكى از ويژگى‏هاى شيخ هادى اين بود كه در همه حال استقلال رأى خود را حفظ مى‏نمود و هر گاه با دليل به مطلبى مى‏رسيد، بدون ترديد آن را ابراز مى‏كرد، و در اين راه از كثرت و عظمت مخالفان خود بيم و هراسى به دل راه نمى‏داد، كه شاهد صدق اين مدّعا را مى‏توان در بسيارى از نظريات فقهى، اصولى و فلسفى او جستجو كرد.

اين ويژگى باعث شده بود تا شيخ هادى آراى بزرگان معاصر خود را نقد كند؛ بزرگانى همانند شيخ انصارى كه هنوز سيطره علمى خود را بر حوزه‏هاى علميّه آن زمان حفظ كرده بود و اين ويژگى بود كه بهانه به دست مخالفان شيخ هادى داد تا سرانجام او را تكفير نمودند.

پس از جريان تكفير، شهر نجف به دو گروه تقسيم شد: گروه اكثريّت كه مخالف شيخ هادى بودند و گروه بسيار كمى از علما و بزرگان مانند شيخ محمد حسين كاظمى و ملا محمد ايروانى و ديگران كه به دفاع از شيخ هادى مى‏پرداختند.

در اين زمان ميرزاى شيرازى بزرگ كه زعامت و مرجعيّت عامّه شيعيان را در دست داشت، در سامرا به سر مى‏برد و با آنكه شناخت شخصى از شيخ هادى داشت، اما قوّت مخالفان شيخ هادى و ترس از تفرقه بيشتر باعث شد تا از شيخ هادى دفاعى به عمل نياورد. شدّت تبليغات عليه شيخ هادى به اندازه‏اى شديد بود كه بسيارى از شاگردان را از دور او پراكنده كرد.

شيخ هادى در اين زمان، درس صبح و عصر را در خانه خود و درس شب را تابستان‏ها در پشت بام كفش كن شرقى صحن مقدس حضرت على( ع) كه در طرف قبله واقع شده است، و زمستان‏ها در حجره‏اى واقع در جنوب غربى زاويه صحن مقدس افاده مى‏كرد. در اين زمان با آنكه بسيارى از فضلاى عرب و فارس ميل حضور در درس ايشان را داشتند، اما از ترس مردم در آن شركت نمى‏كردند و شاگردان شيخ در اين زمان از پانزده نفر تجاوز نمى‏نمود و بعضى از اين شاگردان، شب‏ها با عباى به سر كشيده و ترسان از ديده شدن به درس شيخ حاضر مى‏شدند.