بررسی مبنایی اختلافات در رؤیت هلال(2) اقوال و مبانی در رؤیت هلال با چشم مسلح
353 بازدید
تاریخ ارائه : 7/23/2014 5:56:00 PM
موضوع: فقه و اصول

کسانی که رؤيت با چشم مسلّح را کافی می‌دانند، به «أصالة الإطلاق» در مورد رؤيت استدلال نموده‌اند؛ علاوه آنکه در هيچ‌يک از روايات، دليل و قرينه‌ای بر اعتبار رؤيت با چشم معمولی و عادی وارد نشده است کسانی که رؤیت با چشم غیرمسلح را معتبر می‌دانند، از روایات فراوانی استفاده می‌کنند که رؤیت هلال با چشم عادی ملاک است و در غیر این صورت، اطلاع از اول ماه تنها مخصوص عدّۀ معدودی خواهدشد و چون در بسياری از موارد ماه در آسمان ظاهر می‌شود و هيچ کس با چشم عادی آن را نمی‌بيند و شب بعد قابل رؤيت است، از آغاز بعثت پيامبر(ص) تا کنون اکثر مردم و ائمه(ع) اوّل ماه را اشتباه گرفته‌اند، و از فضل شب‌های قدر محروم بوده و روز عيد را روزه گرفته و به خاطر نداشتن تلسکوپ روز بعد نماز خوانده‌اند! اين‌ها همه گواهی می‌دهد که معيار تولّد واقعی ماه نيست، بلکه معيار قابليّت رؤيت با چشم عادی است.

در قسمت نخست این نوشتار، نویسنده پس از تعریف و بیان عوامل تأثیرگذار بر رؤیت هلال، فهرستی از مواضع ده‌گانه اختلاف میان فقها در زمینه رؤیت هلال ارائه نمود و در این قسمت، بخشی از آنها را تبیین می‌کند:

1- آیا رؤیت با چشم مسلح (دوربین وتلسکوپ) در حالی که همان هلال با چشم غیر مسلح رؤیت نمی‌شود اول ماه را ثابت می‌کند؟
پاسخ یکم: حضرات آیات بهجت، خامنه‌ای، فاضل و نوری: بله.
پاسخ دوم: بقیة مراجع: خیر.
در ادامه به نقل ادلة دو قولِ «قبولِ رؤیت با چشم مسلح» یا «عدمِ قبول با چشمِ غیر مسلح»، اشاره می‌شود.

ادله قول یکم: دلايل موافقين رؤيت با چشم مسلّح

کسانی که رؤيت با چشم مسلّح را کافی می‌دانند، به «أصالة الإطلاق» در مورد رؤيت استدلال نموده‌اند؛ علاوه آنکه در هيچ‌يک از روايات، دليل و قرينه‌ای بر اعتبار رؤيت با چشم معمولی و عادی وارد نشده است. گرچه اصل رؤيت معتبر است و محاسبات فلکی و امور ظنّی را معتبر نمی‌دانند، امّا معتقدند همانطور که رؤيت با ابزاری مانند عينک کفايت می‌کند، رؤيت با ابزار قویتر که در واقع تغييری ايجاد نمی‌کند نيز کفايت می‌کند. آنچه از نظر صناعی لازم است، صدق و استناد رؤيت به بيننده می‌باشد؛ به طور قطع می‌توان رؤيت را به کسی که با تلسکوپ می‌بيند، نيز استناد داد و اين استناد حقيقی است.

اعتبار چشم مسلح، در سایر احکام شرعی

شاهد روشن بر اين مطلب آن است که اگر کسی با تلسکوپ مشاهده کند که شخصی به قتل رسيد، می‌تواند در محکمه شرعيّه بر آن قتل شهادت دهد و بر حاکم شرع نيز واجب است که بر اين شهادت، اثر را مترتّب کند؛ درحالی‌که در باب شهادت، شاهد بايد مانند خورشيد مورد شهادت را ديده باشد.

شاهد دوّم آن است که در خوردن گوشت ماهی، وجود فلس در ماهی الزامی است؛ که حتی اگر به وسيله ذره بين بتوان آنرا مشاهده کرد، کافی‌است.

در بحث کنونی نيز گرچه در روايات، کلمه «رؤيت» آمده، امّا از ادلّه استفاده می‌شود که ملاک وجود واقعی هلال است. علاوه بر اين دو شاهد، در مجموع، می‌توان ادلّه اين گروه را در سه دليل زير و يک مؤيّد خلاصه نمود:

1- جريان اصالة الاطلاق نسبت به سبب رؤيت و عدم وجود قرينه بر انصراف.

2- استناد حقيقی رؤيت به کسی که با ابزار و وسائل، آن را انجام می‌دهد.

3- شمول اطلاق لفظ اهلّه در آيه شريفه «يَسْئَلُونَک عَنِ اْلأَهِلَّةِ»، بر هلالی که مردم با چشم معمولی نمی‌بينند، امّا با وسائل و ابزار، امکان رؤيت دارد.

از شواهد و مؤيّدات اين نظريه نيز آن است که اگر هلال در شب اوّل با چشم معمولی قابل رؤيت نباشد، امّا با تلسکوپ رؤيت شود، در صورتی که فردای آن شب را اوّل ماه ندانيم و بخواهيم روز بعد را اوّل ماه قرار دهيم، چنانچه اين ماه در انتها بيست و هشت روز شود، طبق برخی از روايات و فتوای همه فقها، لازم است يک روز صيام را قضا نماييم. اين مسأله، کشف می‌کند که در آن زمان هر چند هلال با چشم معمولی ديده نشده است، امّا عنوان روز اوّل را دارد. اين مطلب شاهد بسيار خوبی است که ديدن با چشم معمولی، موضوعيّت ندارد.

اشکال:

اگر اشکال شود در چنين فرضی، کشف می‌کنيم در همان شب اول نيز امکان رؤيت با چشم معمولی بوده، ليکن به سبب برخی از موانع ديده نشده است؛ و به تعبيرديگر، اگرادّعا شود که بين اين دو ملازمه وجود دارد، يعنی در شب سی‌ام اگر ماه با چشم معمولی ديده شد، حتماً در شب اوّل نيز با چشم معمولی قابل رؤيت است.

در جواب می‌گوييم: هيچ دليلی از ديدگاه نجومی و ساير طرق، در اين ملازمه وجود ندارد؛ بلکه اگر موارد و گزارش‌های رؤيت مورد بررسی قرار گيرد، به نمونه‌هايی برخورد می‌نماييم که از نظر منجّمين، در شب اوّل ادّعا شده است که ماه با چشم معمولی قابل رؤيت نيست و از طرف ديگر، بعد از گذشت بيست و نه روز گزارش داده‌اند که هلال جديد با چشم معمولی قابل رؤيت است. اساساً با قطع نظر از اين مطلب نيز می‌توان گفت هيچ شاهد و دليلی از علم نجوم بر اين امر وجود ندارد.

ردّ ادعای نظر مشهور

نکته: از آنجا که بسياری از قائلين عدم کفايت، مسأله انصراف را مطرح نموده‌اند. هنگامی که سخن از رؤيت به ميان می‌آيد، به رؤيت متعارف که با چشم غيرمسلّح است، انصراف دارد؛ زيرا، فقها در تمام ابواب فقه، اطلاقات را منصرفِ به افراد متعارف می‌دانند؛ لذا پیروان نظریه جواز رؤیت با چشم مسلح به دنبالِ اثباتِ عدمِ انصرافِ واژه «رؤیة» به رؤیت با چشم عادی برآمده‌اند و در رد ادعای نظر مشهور به نکات ذیل اشاره می‌کنند:

یکم: در اصول ثابت شده است که منشأ انصراف چنانچه غلبه استعمال باشد، در انصراف کفايت می‌کند؛ امّا غلبه وجود کفايت نمی‌کند. کلمه رؤيت همانطور که در ديدن با چشم معمولی استعمال شده، در ديدن با ابزاری مانند عينک، يا ذرّه بين و يا دوربين به نحو حقيقی استعمال می‌شود.

دوم: دليل اين مدّعا قابل تأمّل است؛ زيرا، بر فرض صحّت اين مطلب که فقها در تمام ابواب فقه، اطلاقات را به افراد متعارف منصرف می‌دانند، آيا قابليّت استدلال دارد؟ و اين عمل فقها می‌تواند دليليّت داشته باشد؟ اگر تا قبل از زمان مرحوم علاّمه، جميع فقها به لزوم منزوحات بئر قائل بودند، بايد برای ديگران هم حجيّت داشته باشد؟ روشن است همانگونه که در اين موارد، مراجعه به مدارک اقوال و نظريّات آنان، مورد بررسی قرار می‌گرفت، در اين بحث نيز بايد مدارک و مبانی، مورد ارزيابی قرار گيرد.

سوم: توجه به نکات ذیل در بحث تأثیر به‌سزایی دارد:

نکته اوّل: رفع يد از اطلاق و ادّعای انصراف، هميشه محتاج قرينه است و بدون قرينه، هرگز نمی‌توان ادّعای انصراف نمود. در بحث ما نیز چنین انصرافی در روایات وجود ندارد.

نکته دوّم: در زمان صدور اين احاديث، اساساً مسأله رؤيت با چشم مسلّح مطرح نبوده تا بگوييم در آن زمان انصراف به متعارف داشته است؛ و اگر در اين زمان، عنوان غيرمتعارف دارد، سبب نمی‌شود که بگوييم روايات گذشته از اين موارد انصراف دارند. از سوی ديگر نمی‌توان گفت ديدن با چشم مسلّح از موارد غيرمتعارف است. البتّه صحيح است که اين ابزار و وسائل، در اختيار همگان نيست و کمتر می‌توانند از آنها بهره برند؛ امّا اين جهت، غيرمتعارف بودن آن را نمی‌رساند.

نکته سوّم: بنابر تحقيق، حقيقت اطلاق، رفض القيود است (یعنی شارع ملاک را خود رؤيت بدون در نظر گرفتن هيچ قيدی قرار داده و به افراد، مصاديق و قيود نداشته تا کسی ادعا انصراف به برخی مصادیق کند) نه جمع القيود. بنابراين، ديگر مجالی برای اين ادّعا به هيچ وجه نيست. آری، اگر حقيقت اطلاق را جمع القيود بدانيم، ثبوتاً برای اين ادّعا مجالی وجود خواهد داشت؛ امّا اثباتاً، دليل و قرينه‌ای برای آن نداريم.

نکته چهارم: بين معنای متعارف و مصداق متعارف فرق است. در بحث رؤيت هلال، مسأله استفاده از ابزار و وسائل، عنوان مصداق غير متعارف را دارد نه معنای غيرمتعارف. اساساً رابطه بين لفظ و معنا يک امر روشن و صحيحی است، امّا لغت و وضع نمی‌تواند رابطه ميان لفظ و مصداق يا فرد را تعيين کند؛ چه آنکه مصداق و فرد، به مقام تطبيق مربوط است؛ و تطبيق، امری است عقلی که به واضع يا عرف ارتباطی ندارد. بنابراين، خلط ميان معنای متعارف و مصداق متعارف، سبب اشتباه برخی گرديده است.
نکته پنجم: اگر انصراف با قرينه نيز همراه باشد، ظاهرا به تنهايی نمی‌تواند دليل محکم و قابل اعتمادی برای فقيه باشد؛ بلکه اوّلاً، بايد با فهم اصحاب معارض نباشد. و ثانياً، مؤيّداتی هم بايد به آن اضافه نمود.

ادله قول دوم: ادلّه مخالفين رؤيت با چشم مسلّح

1- «رؤيتِ ماه» که به عنوان معيار روايات متواتره است، انصراف به «رؤیت با چشم غیرمسلح» دارد؛ زیرا در روايات متواتره معيار ثبوت ماه، رؤيت ذکر شده و هنگامی که سخن از رؤيت به ميان می‌آيد منصرف به رؤيت متعارف است که رؤيت با چشم غير مسلّح می‌باشد، زيرا فقها در تمام ابواب فقه اطلاقات را منصرف به افراد متعارف می‌دانند، مثلا: حدّ صورت که در وضو بايد شسته شود؛ تشخیص آب کر با وجب و... .

2- عبارات ادله تماماً ناظر بر رؤیت با چشم عادی و غیر مسلح هستند. یعنی رؤیتی که برای همه در تمام نقاط زمین امکان پذیر باشد. چنانچه از امام باقر(ع) در صحیحه‏ی محمد بن مسلم روایت شده که فرمود: هر گاه هلال را دیدید روزه بگیرید و هر وقت که آن را دیدید افطار کنید و ـ ثبوت آغاز و پایان ماه ـ با رأی و گمانه زنی نیست، بلکه با رؤیت است و رؤیت این گونه نیست که ده نفر استهلال کنند و یکی بگوید: (آن جاست، همان است!) ولی نُه نفر دیگر نگاه کنند و نبینند!! بلکه وقتی یک نفر آن را ببیند، ده هزار نفر هم خواهند دید. (وسائل الشیعه،ج10، ص‏289، ح 11)

روایات دیگری که هم معنای این دو روایت هستند و سند صحیح دارند، کم نیست و از این گونه روایات استفاده می‏شود که رؤیت هلال با چشم عادی ملاک است وگرنه اگر رؤیت با چشم مسلح را ملاک بدانیم، اطلاع از اول ماه مخصوص عدّۀ معدودی خواهدشد، در حالی که ماه باید برای همه قابل رؤیت باشد نه این که در انحصار عدّه‏ی خاصی قرار بگیرد.

3- ائمه اطهار(ع) استفاده از راه‏های غیرمتعارف را نهی کرده‌اند؛ برای مثال امام صادق(ع) کسی را که برای اطمینان از غروب خورشید به بالای کوه رفته بود، توبیخ و از این کار منع فرمودند. (التهذیب،ج1،ص145 و 211)

4- حرکت ماه و تغییر شکل‏های آن در شب‏های مختلف و رؤیت آن برای میقات و تعیین وقت و استفاده از آنها در معاملات و احتیاجات بشر خلق شده به طوری که در قرآن کریم می‏فرماید: «ای پیامبر از تو درباره اهله و اول ماه‏ها می‏پرسند، بگو آن‏ها برای تعیین وقت برای مردم و اعمال حج است.» (بقره: 189) این معنا بدست نمی‏آید مگر با درک چشم عادی که برای همه مردم ممکن است و اگر بگوییم که اول ماه با چشم مسلح محقق می‏شود، باید بگوییم حدود چهارده قرن مسلمانان در اکثر اعصار و امصار نه لیلۀ القدر و نه عید فطر و نه عید قربان و نه ادعیه و اعمالی را که برای ایام و لیالی مخصوص وارد شده در زمان خود درک نکرده‏اند، مگر در موارد نادر، چون رؤیت با چشم مسلح نوعاً یک روز قبل امکان پذیر است.

5- تولّد ماه در واقع معيار نيست، بلکه با توجه به روايات، در می‌یابیم که قابليّت رؤيت با چشم عادّی، جنبۀ موضوعی دارد و اگر معيار تولّد واقعی ماه باشد مشکل مهمّی پيش‌ می‌آيد که عبارت است از اینکه چون در بسياری از موارد ماه در آسمان ظاهر می‌شود و هيچ کس با چشم عادی آن را نمی‌بيند و شب بعد قابل رؤيت است، از آغاز بعثت پيامبر(ص) تا کنون اکثر مردم و ائمه(ع) اوّل ماه را اشتباه گرفته‌اند، و از فضل شب‌های قدر محروم بوده و روز عيد را روزه گرفته و به خاطر نداشتن تلسکوپ روز بعد نماز خوانده‌اند! اين‌ها همه گواهی می‌دهد که معيار تولّد واقعی ماه نيست، بلکه معيار قابليّت رؤيت با چشم عادی است.

اساسا در علم اصول آمده که «اماره» و «طريق» شرعی نمی‌تواند کثير الخطا باشد، زيرا مردم از درک واقع محروم خواهند شد. در مواردی که اماره کثير الخطا باشد بايد گفت خود اماره موضوعيّت دارد.

6- اگر شما وسایل جدید را در رؤیت هلال کافی بدانید باید آن را همه جا کافی بدانید یعنی در تمام مسائلی که در فقه رؤیت در آن لازم است استفاده از دوربین، تلسکوپ و میکروسکوپ باید کافی باشد و آن را حجت بدانید و این موضوع نباید تنها در رؤیت هلال ماه منحصر شود. لذا شما باید در مسائلی مثل تشخیص حد ترخص، وجود ذرات بسیار ریز خون در شیر، جرمِ نجاست در رنگ خون باقیمانده بر روی لباس و...نیز حکم شرعی را با استفاده از ابزارهای دقیق صادر کنید:

7- در چند حدیث اشاره شده که: «اگر يك نفر ماه را واقعا رؤيت كند همانا پنجاه نفر، صد نفر و حتى هزار نفر ديده‌اند». (وسائل الشيعة، ج 10، ص 289، ح10 و 11) که می‌توان از آن استفاده کرد رؤیت هلال باید به گونه‌ای امکان داشته باشد که همه مردم شهر بتوانند آن را رؤیت کنند نه اینکه عده‌ای خاص، به خاطر وجود شرایطِ ویژه‌ای که دارند بتوانند آن را مشاهده کنند و بقیه افرادی که برای رصد و استهلال از خانه‌هایشان خارج شده‌‌اند، نتوانند ماه را رؤیت کنند. در توضیح این دسته احادیث توجه به نکته ذیل مناسب است.

چون رؤیت هلال یک امر انسانی است و با توجه به افراد و شرایط مختلف متغیر است. تجربه نشان داده است بسیاری از مردم از شکل هلال اطلاعی ندارند وگاه، ابر یا دود هواپیما را با هلال اشتباه می‌گیرند. برخی از افراد غیرمتخصص که به استهلال می‌پردازند، دچار توهم رؤیت می‌شوند، یعنی هلالی وجود ندارد ولی مغز تصور می‌کند هلال را می‌بیند. مطالعات نشان می‌دهد که 15% رصدگران عادل دچار توهم می‌شوند و این توهم رؤیت می‌تواند مشکلاتی را در آغاز ماه قمری به وجود آورد. (ر.ک: امیر حسن‌زاده، مطالبی درباره رؤیت وتقویم)

لذا با توجه به این مطلب و همچنین با توجه به اینکه یکی از راه‌های اثبات رؤیت هلال، «شهادت دو مرد عادل» است؛ در اینجا یک بحث مطرح است که آیا به صِرفِ شهادت دو مرد عادل، رؤیت هلال ثابت می‌شود یا خیر؟
آیات عظام سیستانی، شبیری‌زنجانی، گلپایگانی، صافی، نوری، وحید می‌گویند: چنانچه دو مرد عادل در ميان عده زيادی که همه می‌توانند در صورت وجود هلال آن را ببينند ادعای رؤيت کنند، در حالی که بقيه مردم با قدرت بينايی مشابه نتوانسته رؤيت نمايند، اطمينان از گفته آنان سلب می‌شود و شهادتِ آن دو نفر پذیرفته نمی‌شود. این در حالی است که بقیه مراجع تقلید متعرض چنین مسئله‌ای نشده‌اند. (رساله مراجع م1730؛ رساله وحید، م1738)

منابع
قرآن کریم.
احمد عابدینی، رؤیت هلال از نگاهی دیگر.
امام خمینی، رساله توضیح المسائل محشی به فتاوای آیات عظام اراكى، بهجت، تبريزى، خامنه‌اى، خویى، سيستانى، شبيرى زنجانى، صافى گلپايگانى، فاضل لنكرانى، گلپايگانى، مكارم شيرازى، نورى همدانى.
امیر حسن زاده، محمد احمدی ویوسف شعبانی، ماه نو مبانی علمی رؤیت هلال.
حسین وحید خراسانی، منهاج الصالحين.
رضا مختارى و محسن‌ صادقى، رؤیت هلال.
رضا مختارى‌، باز هم رؤيت هلال با چشم مسلّح.
سید حسین حسینی‌سیستانی، منهاج الصالحين.
سیدابوالقاسم خویی، منهاج الصالحين.
سیدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن.
سیدعلی خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات.

سید محمد حکیم‌زاده، استفتائات حضرت آیت الله سیستانی.
سیدمحمدرضا سیستانی، اسئلة حول رؤیة الهلال مع اجوبتها.
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه.
شیخ طوسی، تهذیب الاحگام.
مجله نورالصادق، شماره 13.
محمدجواد فاضل لنکرانی، اعتبار ابزار جديد در رويت هلال.
میرزا جواد تبریزی، منهاج الصالحين.

ناصر مکارم شیرازی، چند نکته مهم درباره رؤيت هلال.

 نویسنده: حجت‌الاسلام سیدمهدی نریمانی زمان آبادی (پژوهشگر و طلبه سطح چهار حوزه علمیه مشهد)

ادامه دارد..

منبع: اختصاصی شبکه اجتهاد