نقد مناظرة اصحاب توسط امام صادق(ع)
27 بازدید
تاریخ ارائه : 1/20/2014 1:35:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

عالمى از اهل شام به امام صادق(ع) گفت: من علم كلام و فقه و فرائض ميدانم و براى مباحثه با اصحاب شما آمده ‏ام. امام صادق (ع) فرمود سخن تو از گفتار پيغمبر است يا از پيش خودت؟ گفت: از گفته پيغمبر و هم از خودم،

امام(ع) پرسید: پس تو شريك پيغمبرى؟ گفت: نه.

امام(ع) پرسید: از خداى عز و جل وحى شنيده ‏اى كه بتو خبر دهد؟ گفت: نه.

امام(ع) پرسید: چنان كه اطاعت پيغمبر را واجب ميدانى اطاعت خود ترا هم واجب ميدانى؟ گفت: نه.

… امام(ع) به حمران و مؤمن طاق دستور داد جداگانه با مرد شامی صحبت کنند، پس از غلبة آنها بر مرد شامی، به هشام بن سالم فرمود: تو هم گفتگو كن؛ او با شامى برابر شد و هر دو عرق كردند. سپس امام صادق (ع) به قيس ماصر فرمود: تو با او سخن بگو او وارد بحث شد و حضرت از مباحثه آنها ميخنديد زيرا مرد شامى گير افتاده بود.

سپس حضرت دستور داد شامی از هشام سؤال کند، وقتی شامی جواب‌ها را شنید، به امامت حضرت صادق(ع) اقرار کرد.

امام صادق(ع) به حمران فرمود: تو سخنت را دنبال حديث مي‌برى [مربوط سخن ميگویى‏] و به‌حق ميرسى.

به هشام بن سالم فرمود: در پى حديث مي‌گردى ولى تشخيص نمي‌دهى [مى‏ خواهى مربوط سخن بگوئى ولى نمي‌توانى‏].

به احول فرمود: بسيار قياس مي‌كنى از موضوع خارج مي‌شوى مطلب باطل را به باطلى رد مي‌كنى و باطل تو روشن‌تر است.

به قيس ماصر فرمود: تو چنان سخن مي‌گویى كه هر چه می‌خواهى به حديث پيغمبر (ص) نزديك‌تر باشد دورتر می‌شود؛ حق را به باطل مى ‏آميزى؛ با آنكه حق اندك از باطل بسيار بى نياز مي‌كند؛ تو و احول از شاخه ‏اى به‌شاخه ‏اى مي‌پريد و با مهارتيد.

به هشام فرمود: تو با هر دو پا به زمين نمي‌خورى! (به‌طورى كه هيچ گونه جوابى برايت نباشد)؛ تا خواهى به زمين برسى، پرواز مي‌كنى (به محض اينكه نشانة مغلوبيتت هويدا گردد خودت را نجات مي‌دهى)، مانند توئى بايد با مردم سخن گويد. خود را از لغزش نگهدار، شفاعت ما دنبالش مى‏ آيد ان‌شاءاللَّه. (أصول الكافي: ترجمه مصطفوى: ج‏1؛ ص240)