اصل «مهرورزی» در سیرة نبوی(صلی الله علیه وآله) (5)
56 بازدید
تاریخ ارائه : 1/20/2014 1:09:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

قاطعيت و برخورد و نفي سازشكاري

اصل رأفت، در اسلام و سيرة پيشوايان (صلوات الله عليهم) بر برخورد قاطعيت مقدم است، لکن گاه افراط در مهرورزي، باعث پيدايش آسيب­هایی‌ در جامعه مي‌شود. این آسیب­ها عبارت است از:

1.تقويت و گستاخي دشمنان ؛

2.گسترش بزهكاري در جامعه؛

3.سلب آسايش و آرامش از مردم؛

4.تأمين نشدن عدالت و داد.

اسلام براي برخورد با اين پديده‌ها نيز راهکارهايي قرار داده است. از اين رهگذر است كه شريعت اسلامي در مواردي، مسلمانان را به قاطعيت و عدم سازشكاري فرا خوانده است.

با توجه به آيه‌هاي قرآن و روايت‌هاي اهل بيت (صلوات الله عليهم)، مي‌توان موارد استثنا از اصل مهرورزي را در موارد زير محدود دانست:

1.مشرکانی که با اسلام عناد و يا سرجنگ دارند.

2.منافقان که با اسلام در ستیزند.

3.بزهكاران و ضایع کنندگان حقوق مردم.

          4. حدود و... .

برخورد با مخالفان در قرآن

در قرآن نيز هنگامي که حجت بر دشمنان تمام شده است، خداوند چنين فرموده است:

*: و قَاتِلُوهُمْ حَتّي لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ؛[1] «با آنان نبرد کنيد تا ديگر فتنه‌اي نباشد».

پس از شکیبایی طولانی مسلمانان در برابر تجاوزها و بی حرمتی­های دشمنان، این آیه برای نخستین بار به مسلمانان دستور پیکار با دشمنان را می­دهد ؛ چون دشمنان دست به اسلحه برده بودند و مسلمانان باید با شجاعت از حق خویش دفاع می­کردند و گرنه دشمنان اسلام روز به روز گستاخ­تر می­شدند و شیوه­های جدیدی برای ستیز با اسلام و مسلمانان به کار می­گرفتند:  

Lإِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا اََوْ يُصَلَّبُوا اََوْ تُقَطَّعَ اََيْدِيهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ اََوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ؛[2]«به يقين سزاي کساني که عليه خدا و رسولش، به جنگ برخيزند و در زمين به فساد بکوشند، جز اين نيست که کشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف يکديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند».

     چند نفر از مشرکان برای صحبت کردن با پيامبر(صلی الله علیه و آله ) به مدینه آمدند. بدی آب و هواي شهر، مزاج ایشان را بر هم ریخت و آنها بيمار شدند. پيامبر (صلّي الله عليه و آله) دستور داد آنان را به محل چراگاه شتران بیت المال که خوش آب و هوا بود، ببرند. مشرکان پس از بهبودی جسمی، چند نگهبان را کشتند و برخی را کور کردند و شتران را نیز به یغما بردند.

    خداوند متعال نیز برای آنکه از هر گونه جریان مشابه این واقعه، جلوگیری شود، دستور داد که هر کس آن مشرکان را یافت، می­تواند به این چهار شیوه، کیفر دهد.

*: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَد؛[3] «مشرکان را هر کجا يافتيد، بکشيد و آنان را دستگير کنيد و به محاصره در آوريد و در هر کمين­گاهي به کمين آنان بنشينيد» .

از آنجایی که اسلام آزادی انتخاب دین را تنها در مورد آیین های آسمانی اجرا می­کند، در این آیه­ی شریفه، خداوند برای ریشه کن کردن باور کج بت­پرستی، این دستور را داده است که از هر طرف آنها را محاصره کنید. اگر ایمان آوردند، آزاد هستند، لکن اگر ایمان نیاوردند، برای ریشه کنی خرافه باوری، ایشان را بکشید.

Lقَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآَخِرِ[4]«با کساني که به خدا و روز بازپسين ايمان نمي‌آورند، کارزار کنيد»

 برخورد و نفي سازشكاري در روايت‌ها

در كتاب‌هاي روايي نيز احاديث فراواني در زمينة عدم سازشكاري در برخي موارد وجود دارد.  برخي از احادیث با صراحت لفظي، بر اين مورد اشاره داشته، و برخي نيز به صورت غير مستقيم به اين موضوع اشاره كرده است.

قاطعيت در سيرة پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله)

پيامبر (صلي الله عليه و آله) هنگام خشم، رويش سرخ مي‌گشت[5] و گاهی نیز صورتش  سياه مي‌شد. [6]

سه مسلمان از رفتن به جنگ تبوک خودداري کردند. پيامبر (صلی الله علیه و آله ) نیز دستور داد: کسي با آنها صحبت نکند.[7]

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) به قتل عبدالله بن سعد بن ابي سرح، از نخستين کاتبان وحي که پس از مدتي نيز مرتد شد، حکم داد. [8]

عبد الله بن خطل، گردآور زکات، به خاطر ارتداد و کشتن مسلماني بي­گناه، محکوم به اعدام شد.[9]

تناقض نمایی حکم مرتد با اصل مهرورزی

پرسش: اگر اصل دین، بر مهرورزی پایه­ ریزی شده است، چرا قتل تنها حکم مرتد است؟

پاسخ: قتل تنها حکم مرتد نیست،بلکه راه توبه و بازگشت برای مرتد وجود دارد، لکن اگر بازگشت نکرد و شرایط ویژه ای که در آیه های قرآن و روایت های اهل بیت (عليهم السلام) بیان شده است، محقق گردد، حکم او اعدام است.

برای نمونه به آیه­ای که حکم مرتد را بیان کرده است، اشاره می­کنیم:

*: فَلَمّا جاءَتهُم آیاتُنا مُبصِرَۀً قالُوا هذا سِحرٌ مُبینٌ* وَ جَحَدوا بها وَاستَیقَنَتها ظُلَماً وَ عُلُّواً[10] «هنگامی که نشانه­های روشن ما بدنشان می­رسد، گویند این سحر آشکار است. از روی ستم و برتری­جویی با آن به ستیز برخاستند، در حالی که درونشان به آن باور دارد».

با توجه به آیه­ی شریفه می­فهمیم که شرایطی برای اجرای حکم مرتد نیاز است:

1-  نشانه ­های روشن  پروردگار به ایشان برسد؛

2- پس از روشن­شدن نشانه­ های خداوند، زبان به انکار بگشایند؛

3-از مرحله­ ی انکار زبانی به ستیز رفتاری برسند؛

4-از روی ستم و برتری خواهی، این ستیز سر بزند؛

5-نسبت به اصل دین، یا یکی از ضرورت­­های دینی به ستیز برخیزند؛

6-درون ایشان، بر حقانیت دین اسلام و ... یقین داشته باشد.

بنابراین، آیا هنوز هم حکم به قتل مرتدی که چنین شرایطی را دارا باشد، با اصل مهرورزی در تناقض است؟ چه شخصی را سراغ دارید که چنین بزرگوارانه و کریمانه با دشمنان  و ستیزه جویان برخورد کند؟

در واقع این نمونه از ارتداد در مواردی داخل شده است که اگر نسبت به آن برخورد قاطعانه صورت نگیرد، سبب پیدایش« سازشکاری» است.

[1] بقره/ 193.

[2]- مائده / 33.

[3]- توبه / 5.

[4]- توبه / 29.

[5]- علامه مجلسي،بحار الانوار16/233 ؛ بخاري، تاريخ الصغير1/261 .

[6]- طبرسي، مکارم الاخلاق، 1/54.

[7]- ابن هشام، سيرۀ النبي4/ 962.

[8]- سيري در سيرة نبوي، ص226.

[9]- ابن هشام، سيرۀ النبي4/51؛ تاريخ يعقوبي، ص 59.

[10]- نمل/13و14.