اصل «مهرورزی» در سیره‌ی نبوی(صلی الله علیه وآله) (2)
27 بازدید
تاریخ ارائه : 1/20/2014 10:13:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

اصل مهرورزي، مطلق يا مقيد

اين اصل که به عنوان ارزشي اسلامي مطرح است، بي شك مطلق نيست و به يقين داراي مرزهايي است كه اجراي اين اصل در خارج از آن حدود، باعث پيدايش پديده‌ي ضد ارزشي «سازشكاري» خواهد شد، همان­گونه كه جاري نكردن اين اصل در حدود و مرزهايش، جامعه را به سوي ناهنجاري «خشونت» مي‌كشاند.

در آيه‌هاي قرآني و سخن‌هاي آسماني پيشوايان اسلام، مي‌يابيم که مدارا و نرمش در مسائل شخصي و نيز مسائل اجتماعي كه در تقابل با حقوق ديگران نيست، سفارش شده است و مهرباني به عنوان اساسي­ترين رکنِ ترويجِ اسلام و ارزشهاي ديني، مورد تأكيد قرار گرفته است. لکن بايد توجه داشت که نرمش و سهل­انگاري در مسائل اساسي دين و اجراي حدود و احكام ديني، ناروا و ناپسند است؛ زيرا نرمش در اين موارد، همان «سازشكاري» است که در روايت­هاي پيشوايان شيعه از اين خوي نهي شده است و شخص سازشکار به عنوان بدترين شخص معرفي شده است [1] و نيز از او به دشمن تعبیر شده است. [2]

اصل مهرباني در قرآن

اصل مهرورزي ارزشي قرآني است. در اين بخش، برخي آيه‌هاي آسماني _ روشن کننده ی اين ارزش‌_ مورد بررسي قرار مي­گيرد:

*: وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ حَسَدًا فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا؛[3] «بسياري از اهل کتاب، از روي رشک­ورزي، مي‌خواستند شما را کافر کنند … شما ايشان را ببخشيد و درگذريد».

در اين آيه‌، خداوند به پيامبر(صلي الله عليه وآله)و يارانش سفارش کرده است که از گناه اهل كتاب چشم پوشي كنند و ايشان را _ به خاطر رشك ورزي و اقدام به كارهاي ناپسند براي دوري مسلمانان از اسلام _ بازخواست نكنند.

*: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم؛[4] «به برکت رحمت الهي،  با ايشان نرم­خو شده‌اي».

در اين آيه، خداوند نرم­خويي پيامبر (صلي الله عليه وآله) را از بخشش‌هاي خدايي به او معرفي كرده است و در ادامه نیز به آسيب شناسي تندخويي و خشونت اشاره كرده است.

پس از بازگشت مسلمانان از جنگ احد، فراریانی که پشیمان شده بودند، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله ) آمدند و از ایشان درخواست بخشش کردند .خداوند در این آیه،به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) دستور داده که از آنها گذشت کند.   

Lعَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ؛[5] «بر پيامبر دشوار است شما در رنج بيفتيد. به هدايت شما حريص است و براي مؤمنين مهرورز و مهربان است».

مهرورزي پيامبر (صلي الله عليه وآله) نسبت به مردم، چنان بود كه علاقه‌ي شديدي نسبت به هدايت ايشان داشته است و خداوند در اين آيه‌ي قرآن، بدان اشاره كرده است.

این آیه به چهار خوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) اشاره کرده است:

  1. زیان دیدن مسلمانان برای او دشوار بود.
  2. همه­ی سختی­ها را در راه هدایت شما به جان می­خرد.
  3. نسبت به مؤمنان مهرورز است.
  4. برای مؤمنان بخشنده است.

*: و الَّذِينَ مَعَهُ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم؛[6]«کساني که با محمد هستند، … با همديگر مهربانند» .

در اين آيه نيز خوي ساكنان مدينه‌ي فاضله‌ي نبوي (صلي الله عليه وآله) مورد بررسي قرار گرفته است، كه ايشان نسبت به يكديگر دلسوز و مهرورز هستند.

 اصل مهرورزي در روايت‌هاي اهل بيت ( عليهم السلام):

در اين بخش، برخي روايت‌هاي پيشوايان شيعه در سفارش به مهرورزي و فايده‌هاي آن اشاره مي‌گردد سپس به آسيب ­شناسي و زيان‌‌هاي رعايت نكردن اين اصل پرداخته مي­شود.

سفارش به مهرورزي

مهرورزي با مردم

پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) فرموده ­اند: «هر کاري بدون داشتن سه ويژگيِ پرهيزکاري از گناه، خوي مهرورزي با مردم و شکيبايي با نادان کامل نيست».[7]

در اين روايت يکي از مهم­ترين کامل­ کننده­ هاي رفتاری ذکر شده است که رفتار منهاي آن کامل نيست.

جبرئيل (صلوات الله عليه) به پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: «خدا بر تو سلام کرد و فرمود: با مردم مهرورزي نماي».[8]

با توجه به سيره­ي پیامبر(صلی الله علیه و آله) در پیش از بعثت و پس از آن که بر اساس مهرورزي پايه ­ريزي شده بوده است، درمي ­يابيم که اين سفارش مجدد، براي توجه دادن به اهميت ويژه­ي اين اصل نزد خدا صورت گرفته است.

پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) فرموده است: «خدا مرا به مهرورزي با مردم فرمان داده است، همان­گونه که به انجام واجبات سفارش کرده است».[9]

از در کنار هم آوردن مهرورزي و واجبات، به اهميت اين اصل پي مي­بريم و ارزش واقعي و حقيقي آن نزد خداوند نیز روشن مي­گردد؛ چون همان­گونه که خداوند به واجبات سفارش کرده است، به همان­گونه و اندازه هم به مهرورزي با مردم سفارش نموده است.

پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) فرموده­اند: «برترين پادشاه، سه ويژگي دارد: مهرورزي، بخشش و دادگري».[10]

حضرت محمد (صلي الله عليه وآله)، يکي از ويژگي­هاي لازم براي حکمرانيِ پسنديده بر مردم را داشتن خوي مهرورزانه دانسته است؛ چون با مهرورزي نسبت به مردم، مي­توان دل­هاي ايشان را نيز به دست آورد و همان­گونه که بر تن­هاي ايشان حکومت مي­کنند می­توانند بر دل­هاي ايشان نيز حکمراني و فرمانروايي کنند. در واقع مهرورزی يکي از راهکارهاي حکومت بر دل­ها معرفي شده است.

مهرورزي با دشمنان

پيامبر اعظم (صلي الله عليه وآله)فرموده ­اند:« برتري انبيا، بر ديگران، شدت مدارا با دشمنان است».[11]

در اين روايت، مهرورزي و شدت مدارا با دشمنان مهم­ترين ملاک ارزيابي پيامبران الهي دانسته شده است که اين نشانگر اهميت اين اصل در نزد خداوند متعال است؛ چون مهمترين ملاک برتري يک پيامبر بر ديگر فرستاده ­هاي خداوند متعال، نحوه­ ي برخورد او با دشمنانش است.

فايده‌هاي مهرورزي

در گفتار معصومان (عليهم السلام) چند فايده براي رعايت اصل مهرورزي ياد شده است که عبارتند از:

  1. بهره ­مندي از دوستي مردم ؛[12]
  2. ايمن شدن از بدي ايشان و دچار حيله­ گري آنها نشدن؛[13]
  3. به دست آوردن سلامت دين و آرامش دنيا [14]

زيان‌هاي مهرورزي نكردن

خداوند می­فرماید: وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ؛[15] «اي پيامبر، … اگر تندخو و سخت­دل بودي، به يقين از پيرامون تو پراکنده مي‌شدند».

يكي از مهم­ترين آسيب‌هاي مهرباني نكردن با مردم، دوري مردم از شخص است که در آيه‌ي شريفه به گونه ­ای ویژه بدان پرداخته شده است.

پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله)فرموده ­اند:« کسي که مهرورزي نکند، به يقين هيچ خيري ندارد».[16]

در اين روايت، مهرورزي، ريشه‌ي همه‌ي خيرها معرفي شده است. پس كسي كه ريشه‌ي نيكي‌ها را نداشته باشد، از هيچ شاخه‌ي آن نيز بهره­ مند نخواهد بود.

امام صادق (صلوات الله عليه)می­ فرماید:« کسي که به مردم خير نکند، فقط يک راه خير را بر ايشان بسته است، ولي آنها خيرهاي زيادي را برويش مي‌بندند».[17]

با توجه به سخن پيشواي ششم در مي‌يابيم که بيشترين زيان مهرورزي نكردن به خود شخص مي‌رسد؛ چون با اين مهرورزي نکردن يک خير را از مردم بازداشته است و همين کار باعث مي‌شود که او از خيرهاي مردم بي ­بهره شود.

[1]- عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي، غرر الحكم و درر الکلم، ح 5725 .

[2]- همان، ح 3876 .

[3]- بقره / 109  .

[4]- آل عمران/ 159 .

[5] -توبه / 128 .

[6]- فتح / 29 .

[7] -شيخ كليني، كافي 2 / 116 .

[8] - همان، 2 / 116.

[9] - همان، 2 /117، ح3 و4 .

[10] - علامه مجلسي، بحار الأنوار، 75 / 232.

[11]- علامه مجلسي، بحار الأنوار75 /401 ح42 .

[12]- محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة 2 / 865. .

[13]- عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي، غرر الحكم و درر الکلم، ح5129 و ح 5610 .

[14]- همان، ح5128 .

[15]- آل عمران /159 .

[16]- حسن بن علي بن حسين ابن شعبة حراني،  تحف العقول،ص 49.

[17]- شيخ كليني، كافي، 2 / 116؛عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي، غرر الحكم و درر الکلم، ح 8539.