اصل مهرورزی در سیرة نبوی(1)
379 بازدید
تاریخ ارائه : 1/20/2014 10:02:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

دين اسلام، دين جهاني و جاويدان الهي است؛ دين جهاني بايد از جاذبه­ هاي ويژه­اي برخوردار باشد تا فراگير شود. براي تداوم نيز بايد از عنصرهاي خاصي بهره جويد که ديگران را به سوي دين جاويدان بکشد.

يکي از عنصرهاي مهم دين اسلام که سبب فراگيري و تداوم دين اسلام شده است، خوي نيکوي پيامبر صلي الله عليه وآله است. خصلت پيامبر (صلي الله عليه وآله) براي ديگران جنبه ­ي جاذبه­اي، و براي مسلمانان جنبه­ي آموزشي داشته و دارد و امروزه نيز همين جنبه را بايد حفظ کند. [1]

با مطالعه در سيره‌ي آن حضرت، در مي‌يابيم که سيره‌ي پيامبر (صلي الله عليه وآله) _ چه در زندگي شخصي و چه در روش حكومتي_ بر اصل مهرورزي استوار است. دليل اين ادعا آن است که با وجود آنكه دستوراتش به دست ياران، بي‌درنگ اجرا مي‌شد،[2] لكن هرگز چون مستبدان و ستمگران رفتار نكرد.

در اين مقاله، نويسندگان به دنبال تعيين جايگاه مهرورزي در رفتار و گفتار پيامبر( صلّي الله عليه وآله) هستند تا در اين رهگذر، زمينه­اي براي بهره­مندي همگان از سيره­ي نبوي ايجاد شود.

مفهوم شناسي

براي درک بهتر معناي «اصل مهرورزي در سيره­ي نبوي» در آغاز به معناي لغوي و اصطلاحي اين واژگان می پردازیم. اين عبارت از ترکيب چند واژه­ی‌ «اصل»، «سيره‌» و «مهرورزي» ساخته شده است. براي واژه شناسي هر کلمه به صورت جداگانه مورد بررسي قرار مي­دهیم و پس از آن به چند نکته نيز اشاره می کنیم .

الف) «اصل»

اصل در لغت به معناي پايه و ريشه است، لکن در اصطلاح برای معاني بسياري استفاده شده است.[3] در ذیل به این معانی اشاره می کنیم:

  1.  مبناي اوليه، همچون اصل در غيبت، حرمت است؛ يعني غيبت کردن حرام است، مگر آنکه با عنوان ثانويه، از اين قاعده بيرون برود؛ مانند غيبت فاسقی که آشکارا پرده­دري مي­کند.

2. در برابر فرع؛ همچون «الخمر اصل النبيذ»؛ يعني حکم حرمت آب جو از حرمت شراب گرفته شده است.

3. به معناي دليل؛ مانند «الاصل في هذه المسئلۀ، الکتاب و السنة»؛ يعني قرآن و روش معصوم(علیه­السلام) دليل اين حکم است.

4. رجحان؛ مثل «الاصل في الکلام الحقيقة»؛ یعنی اگر ميان حمل کلام بر حقيقت و مجاز مردد بوديم، بهتر است که بر معناي حقيقي آن حمل کنيم.

5.   به معناي دليل غير محرزه؛ يعني هنگامي که به حکم واقعي دسترسي نداشتيم، براي برون رفت از شک، حکم­هايي ظاهري قرار داده شده است؛ همچون «استصحاب»، «برائت»، «تخيير»، «احتياط» و... .

6.   کتابي که نويسنده ­اش روايت­ها را مستقيم از معصوم(علیه­السلام) يا راوي معصوم شنيده باشد.

روشن است، قدر جامع ميان همه­ي اين معانی اصطلاحي، همان معناي «پايه» و«ريشه» است، گرچه محققي شيعه، منشأ اين معاني اصطلاحي را اختلاط ميان مفهوم و مصداق دانسته است.[4]

در اين مقاله، واژه­ي «اصل» به معناي نخست اصطلاحي اين واژه استفاده شده است.

ب) «سيره»

اين واژه مصدري است که بر ويژگي رفتار دلالت مي­کند. در واقع، «سيره» به معناي بيان چگونگي حرکت است.

سيره در اصطلاح به آن بخش از رفتار و روش عملي هر شخص گفته مي‌شود كه تنها چند بار محدود انجام نگرفته باشد، بلکه به مرحله‌ي مداومت رسيده باشد. در واقع، به گونه‌اي وجود او نهادينه شده باشد كه به سبك و روش هميشگي او در آمده باشد.

شهيد مطهري در این باره می گوید: «سيره در حقيقت همان مقدمه و روش هر کسي در زندگي براي حلّ مشکل­ها و به دست آوردن سعادت و پيمودن کمال است».[5]

با اين بيان مي‌توان «سيره‌ي پيامبر (صلي الله عليه وآله)» را چنين تعريف كرد:

«قسمتي از رفتار و گفتار آن حضرت (صلي الله عليه وآله) كه در مسير زندگي فردي و اجتماعي بر آن مداومت مي‌کرده است».

تفاوت سيره و سنت

در كتاب­هاي پيشينيان، سيره و سنت به يك معنا بوده است،[6] اما امروزه در مفهوم «سيره» عنصري مهم با نام «تداوم» وجود دارد، حال آنكه در «سنت» چنين عنصري شرط نيست.

تفاوت ديگر آن است که سيره شامل رفتار و گفتار معصوم(علیه­السلام) مي شود، حال آنکه سنت شامل امضای معصوم نيز مي­باشد. در واقع، رابطه‌ي منطقي آن دو، عموم و خصوص مطلق است.

ج)  «مهرورزي»

اين کلمه ترجمه ي واژه­ي «رأفت» است: «رأف به: به شدت به او مهر ورزيد. براي او دلسوزي كرد».[7]

تفاوت رأفت با واژگان همسان

براي روشن شدن فرق موجود ميان رأفت و رحمت، در کتاب لغت چنين آمده است:

«رئوف: شخص بسيار مهربان، رأفت برتر از رحمت است؛ چون رأفت با ناراحتي و مصلحت سنجي سر نمي‌زند».[8]

با توجه به اين نكته‌، در مي‌يابيم كه مهرورزي نمي‌تواند با ناخوشايندي همراه باشد، بلكه بايد از روي دلسوزي و مهرباني خالص باشد و از سر مصلحت سنجي يا با ناپسندي صورت نگيرد.

در واقع،رابطه ­ي منطقي اين دو نيز عموم و خصوص مطلق است.

 واژه‌هاي همسان و غیر همسان

خداوند و اهل بيت(صلوات الله عليهم)در كلام نوراني‌شان، براي بيان اين اصل، از واژه‌هاي گوناگوني بهره برده ­اند؛­ مانند:­ ­­­­«رأفت»، «مدارات»، «رفق»،«لين»، «عفو»،«صفح»، «تواصل»،«تودد»، «عون»، «مواسات»، «تراحم»، «معاشرت»، «احترام»، «تکریم»و … .

همچنین برای مفهوم غير همسان آن، لغاتی استفاده شده‌ است، مانند: «مداهنه»، «تساهل»،«تسامح»، «مصانعه» و … .

[1]- Lلَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة؛ «در فرستاده‌ي خدا، براي شما، الگوي نيكويي است» (سوره‌ي احزاب آيه‌ي 21).

[2]- همان­گونه كه ياران، بارها مي‌گفتند: «چنان به تو ايمان داريم كه اگر دستور دهي، خود را در دريا غرق كنيم يا در آتش بيفكنيم، بي­چون و چرا، چنان كه تو فرمان داده‌اي، انجام مي‌دهيم.»( برگرفته از: مجموعه آثار اثر شهيد مطهري، ج2).

[3]-  عيسي ولايي، فرهنگ تشريحي اصطلاحات اصول، ص94 .

[4]- محمد تقي حکيم، الاصول العامه، للفقه المقارن، ص40.

[5] - مرتضي مطهري، گرته برداري از سيري در سيره­ي نبوي، ص10.

[6]- فخر الدين طريحي، مجمع البحرين 2 /436؛ فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان2 /542؛ احمد فيومي، مصباح المنير، 1 /162.

[7]- جبران مسعود، فرهنگ الفبايي الرائد، ترجمه­ی: دكتر رضا انزابي نژاد.

[8]- فخر الدين طريحي، مجمع البحرين، ذيل ماده­ي «رأف».