تبین مفاد حدیث رفع
294 بازدید
تاریخ ارائه : 1/16/2014 10:26:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

تبین مفاد حدیث رفع قلم

حدیث «أَمَرْتُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِینَ أَنْ یرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِنْ ذَلِكَ الْیوْمِ وَ لَا أَكْتُبُ عَلَیهِمْ شَیئاً مِنْ خَطَایاهُمْ كَرَامَةً لَكَ وَ لِوَصِیك‏» (مجلسی، بحارالانوار، ‏31: 125) اگر چه به طور مطلق بیان شده است؛ لیکن با توجه به مسائلی ضروری و لازم است آن را مقید دانست؛ برخی با توجه به اطلاق ظاهری این حدیث اینگونه برداشت کرده‌اند که در این سه روز هر گناهی از ایشان سر بزند؛ معذور هستند و هیچ عقابی متوجه ایشان نخواهد بود!

این دیدگاه با توجه به مسائلی خلاف شرع به نظر می‌رسد:

1) این دیدگاه با روحیة شارع، حفظ و پاسداشت از احکام، در تضاد است.

2) این حکم نقض غرض شارع در تشریع احکام است؛ یعنی از یک طرف کاری را ممنوع کرده و از دیگر سوی همان موارد را مجاز شمرده است.

3) این حکم با غرض تشریع وجوب دوری جستن از دشمنان نیز در تضاد است؛ چون دشمنان دین به دنبال اباحه گری و لاابالی گری هستند؛ و شارع به همین خاطر با ایشان مخالفت می‌کند؛ اگر شارع خود به لاابالی گری دست بزند مصداق «هر چه بگندد نمکش می‌زنند وای به روزی که بگندد نمک» می‌شود.

4) این روایت و مفاد آن توان معارضه با احکام اولیة ندارد؛ پس نمی‌تواند حاکم یا مخصص آن احکام باشد.

5) در این حدیث نام‌های متعددی برای این روز شمرده شده است، که بسیاری از آنها به عبادت مربوط است. در ادامه فرازی از حدیثِ مزبور که اسماء این روز را بیان کرده است، می‌آید

«هَذَا یوْمُ الِاسْتِرَاحَةِ، وَ یوْمُ تَنْفِیسِ الْكُرْبَةِ، وَ یوْمُ الْغَدِیرِ الثَّانِی، وَ یوْمُ تَحْطِیطِ الْأَوْزَارِ، وَ یوْمُ الْخِیرَةِ، وَ یوْمُ رَفْعِ الْقَلَمِ، وَ یوْمُ الْهُدُوِّ، وَ یوْمُ الْعَافِیةِ، وَ یوْمُ الْبَرَكَةِ، وَ یوْمُ الثَّارَاتِ، وَ یوْمُ عِیدِ اللَّهِ الْأَكْبَرِ، وَ یوْمٌ یسْتَجَابُ فِیهِ الدُّعَاءُ، وَ یوْمُ الْمَوْقِفِ الْأَعْظَمِ، وَ یوْمُ التَّوَافِی، وَ یوْمُ الشَّرْطِ، وَ یوْمُ نَزْعِ السَّوَادِ، وَ یوْمُ نَدَامَةِ الظَّالِمِ، وَ یوْمُ انْكِسَارِ الشَّوْكَةِ، وَ یوْمُ نَفْی الْهُمُومِ، وَ یوْمُ الْقُنُوعِ، وَ یوْمُ عَرْضِ الْقُدْرَةِ، وَ یوْمُ التَّصَفُّحِ، وَ یوْمُ فَرَحِ الشِّیعَةِ، وَ یوْمُ التَّوْبَةِ، وَ یوْمُ الْإِنَابَةِ، وَ یوْمُ الزَّكَاةِ الْعُظْمَی، وَ یوْمُ الْفِطْرِ الثَّانِی، وَ یوْمُ سَیلِ النغاب، وَ یوْمُ تَجَرُّعِ الرِّیقِ، وَ یوْمُ الرِّضَا، وَ یوْمُ عِیدِ أَهْلِ الْبَیتِ، وَ یوْمٌ ظَفِرَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ، وَ یوْمٌ یقْبَلُ اللَّهُ أَعْمَالَ الشِّیعَةِ، وَ یوْمُ تَقْدِیمِ الصَّدَقَةِ، وَ یوْمُ الزِّیارَةِ، وَ یوْمُ قَتْلِ الْمُنَافِقِ، وَ یوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ، وَ یوْمُ سُرُورِ أَهْلِ الْبَیتِ، وَ یوْمُ الشَّاهِدِ وَ یوْمُ الْمَشْهُودِ، وَ یوْمَ یعَضُّ الظَّالِمُ عَلی‏ یدَیهِ، وَ یوْمُ الْقَهْرِ عَلَی الْعَدُوِّ، وَ یوْمُ هَدْمِ الضَّلَالَةِ، وَ یوْمُ التَّنْبِیهِ، وَ یوْمُ التَّصْرِیدِ، وَ یوْمُ الشَّهَادَةِ، وَ یوْمُ التَّجَاوُزِ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ یوْمُ الزَّهْرَةِ، وَ یوْمُ الْعُذُوبَةِ، وَ یوْمُ الْمُسْتَطَابِ بِهِ، وَ یوْمُ ذَهَابِ سُلْطَانِ الْمُنَافِقِ، وَ یوْمُ التَّسْدِیدِ، وَ یوْمٌ یسْتَرِیحُ فِیهِ الْمُؤْمِنُ، وَ یوْمُ الْمُبَاهَلَةِ، وَ یوْمُ الْمُفَاخَرَةِ، وَ یوْمُ قَبُولِ الْأَعْمَالِ، وَ یوْمُ التَّبْجِیلِ، وَ یوْمُ إِذَاعَةِ السِّرِّ، وَ یوْمُ نَصْرِ الْمَظْلُومِ، وَ یوْمُ الزِّیارَةِ، وَ یوْمُ التَّوَدُّدِ، وَ یوْمُ التَّحَبُّبِ، وَ یوْمُ الْوُصُولِ، وَ یوْمُ التَّزْكِیةِ وَ یوْمُ كَشْفِ الْبِدَعِ، وَ یوْمُ الزُّهْدِ فِی الْكَبَائِرِ، وَ یوْمُ التَّزَاوُرِ، وَ یوْمُ الْمَوْعِظَةِ، وَ یوْمُ الْعِبَادَةِ، وَ یوْمُ الِاسْتِسْلَامِ». (مجلسی، بحارالانوار، ‏31: 125)

6) چنین برداشتی از این حدیث یا سیرة معصومین، در میان قدما وجود ندارد.

اگر چه دلایل دیگری نیز می‌توان برای این اثبات این ادعا ارائه کرد؛ که دیگر از حوصلة نوشتار وبگونه خارج است. لازم به یاد آوری است؛ تن دادن به مفاد این حدیث به طور مطلق؛ دارای مفسده هایی است که عبارت است از:

1- تقویت و اشاعة اباحه گری در میان مردم.

2- اهانت به مکلفین؛ به واسطة اینکه ایشان هم ردیف مجانین معرفی شده اند.

3- نقض غرض شارع از تشریع احکام.

4- ریخته شدن قبح و نا پسندی گناه در میان مردم.

با توجه به اینکه چنین متنی در مورد عید غدیر نیز نقل شده است، در ادامه به پرسش و پاسخی که در مورد این فراز مشترک، توسط فرزندِ مرحوم وحید بهبهانی، بیان شده است بیان می‌گردد:

پرسش: حدیثی كه از حضرت إمام رضا(ع) مروی است در فضیلت روز غدیر و در آن مذكور است كه: حق تعالی كرام الكاتبین را امر فرموده كه دست نگاه دارند از نوشتن گناه بر محبّان و شیعیان علی(ع) و اولاد او و از روز غدیر تا دو روز بعد از آن از جهت كرامت محمّد(ص) و علی(ع) و اولاد او،[1] و شرافت این عید صحّتی دارد یا نه؟ اگر صحیح باشد امان از شرع بر می‌خیزد و موجب اغراء به قبیح و طعن مخالفین بلكه جمیع ملیین می‌گردد، و جهّال و فسّاق كه نزده می‌رقصند بعد از شنیدن این حدیث چه خواهند كرد؟

«پرسش: حدیثی كه از حضرت إمام رضا(ع) مروی است در فضیلت روز غدیر و در آن مذكور است كه: حق تعالی كرام الكاتبین را امر فرموده كه دست نگاه دارند از نوشتن گناه بر محبّان و شیعیان علی(ع) و اولاد او و از روز غدیر تا دو روز بعد از آن از جهت كرامت محمّد(ص) و علی(ع) و اولاد او،[2] و شرافت این عید صحّتی دارد یا نه؟ اگر صحیح باشد امان از شرع بر می‌خیزد و موجب اغراء به قبیح و طعن مخالفین بلكه جمیع ملیین می‌گردد، و جهّال و فسّاق كه نزده می‌رقصند بعد از شنیدن این حدیث چه خواهند كرد؟

جواب: از قبیل این حدیث؛ احادیث بسیار هست از آن جمله حدیثی است كه اهل سنّت و شیعه روایت كرده‌اند از حضرت پیغمبر(ص) كه فرمود: «حبّ علی حسنه‌ای است كه ضرر نمی‌رساند به او هیچ سیئه‌ای و بغض علی سیئه‌ای است كه نفع نمی‌رساند به او هیچ حسنه‌ای» (علامه مجلسی، بحار الانوار: 39: 248 حدیث 10، 256 حدیث 31، 226 حدیث 40) و ظواهر این اخبار‌

معارض ادلّۀ قطعیه عقلیه و نقلیه است و تأویلش مانند سایر آیات متشابهات و روایات مستصعبات؛ لازم و متحتّم است، و حمل گناه در حدیث غدیر بر صغایر مكفّره صورتی ندارد[3] زیرا كه: آن اختصاص به عید و سه روز ندارد و در تأویلش چند احتمال می‌رود:

یكی: مراد اظهار كمال اهتمام به شرافت و احترام این عید لازم الإكرام باشد، به اینكه: مؤمنان و شیعیان خاندان باید كه لا اقل تا سه روز به شكرانۀ این عید و این نعمت عظمی و موهبت كبری مشغول ذكر و طاعت و عبادات بوده، به این وسیله گناهی- نه كبیره و نه صغیره- از ایشان سر نزند، نظر به آنكه مزید شرافت و عظم شأن زمان و مكان موجب تضاعف ثواب و عقاب می‌گردد، چنانكه از اخبار فضیلت روز جمعه (حر عاملی، وسائل الشیعة،: 7: 375- 382 حدیث 9618- 9642) و اماكن شریفه (علامه مجلسی، بحار الانوار: 96: 381 و 382 حدیث 6- 15) مستفاد می‌شود و به تضاعف حسنات و سیئات زوجات اشرف كائنات (احزاب (33): 30 و 31) مؤید‌ می‌باشد، پس بر شیعیان در این ایام سعادت نشان گناهی ننویسند، زیرا كه گناهی نمی‌كنند، و ننوشتن گناه از قبیل سالبۀ به انتفاء موضوع خواهد بود.

دویم: شاید این حدیث بر سبیل امتحان و افتتان وارد شده باشد، چنانكه حقّ تعالی در اوّل سورۀ عنكبوت فرموده: {أَ حَسِبَ النّٰاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لٰا یفْتَنُونَ} (عنكبوت: 2) و منظور اختبار حال اشرار و اخیار باشد كه با وجود او امر شدیده و زواجر اكیده در باب اجتناب از معصیت الهی و ورود اخبار بسیار در بیان شعار و دثار مؤمنان و محبّان خاندان رسالت پناهی كه ولایت و دوستی ایشان جمع نمی‌شود با معصیت الهی.

حضرت باقر(ع): «ای جابر آیا اكتفا می‌كند كسی كه شیعه‌گری را بر خود می‌بندد به همین كه اظهار محبّت ما اهل بیت نماید؟!! پس به خدا قسم كه نیست شیعۀ ما مگر كسی كه از خدا ترسد و اطاعت خدا كند، و معروف نبودند شیعیان- ای جابر- مگر به تواضع و تخشّع و امانت، و كثرت ذكر خدا و روزه و نماز، و نیكی به والدین و ملاحظۀ همسایگان و فقراء و بیچارگان و قرض داران و یتیمان، و راستگوئی و تلاوت قرآن و نگاه داشتن زبان از مردمان مگر در خیر خواهی ایشان ... ای جابر! آیا بس است مردم را همین كه گوید علی(ع) را دوست می‌دارم، و به ولایت او قائلم و بعد از آن كار خیر پر نكند و اطاعت خدا كم كند؟! پس اگر گوید كه: رسول خدا(ص) را دوست می‌دارم و رسول خدا(ص) بهتر است از علی(ع) و بعد از این متابعت نكند طریقۀ پیغمبر(ص) را، [و] عمل ننماید به سنّت او؛ محبّت آن حضرت هیچ نفعی به او نخواهد رسانید. پس بترسید از خدا و عمل كنید از برای آنچه هست نزد خدا، نیست میان خدا و خلق خویشی، محبوبترین بندگان به سوی خدا و گرامی‌ترین ایشان پرهیزكارترین ایشان و عمل‌كننده‌ترین ایشان است به طاعت خدا. ای جابر! به خدا قسم كه تقرّب به خدا [به] هم نمی‌رسد مگر به طاعت، نیست با ما براتی از آتش، و نیست برای كسی بر خدا حجّتی و تسلّطی، هر كس مطیع خدا است پس او دوست ماست، و هر كس عاصی بر خدا است پس او دشمن ماست، و به دوستی و ولایت ما رسیده نمی‌شود مگر به وسیلۀ عمل و پرهیزكاری». (حرعاملی، وسائل الشیعة،: 15: 234 حدیث 20362)

احادیث در این باره زیاده بر شماره است، (علامه مجلسی، بحار الانوار: 65: 149- 199) پس مراد آن است كه معلوم می‌شود آنهائی كه دعوی ایمان می‌كنند و لاف محبّت اهل بیت می‌زنند در چنین روزی كه عید ایشان است، و به آن از سایر خلق ممتاز و به تاج خلافت و پادشاهی سرافراز گردیده‌اند؛ آیا به مجرّد همین رخصت مرتكب معصیت می‌شوند و خود را در ورطۀ شبهه می‌اندازند؟ و استیفای حظوظ نفس بهیمی را بر طاعت الهی ترجیح می‌دهند؟ و از محبّت اهل بیت بالمرّة دست برمی‌دارند؟

نظیرش آن است كه: در علم اصول فقه می‌گویند كه: جایز است امر به چیزی با علم آمر به انتفاء شرط وجود آن، به اینكه مكلف را قدرت بر فعلی ندهد، یا آنكه به نسخ تكلیف را از او ساقط كند، و مرادش از اظهار صورت امر؛ مجرّد امتحان مكلّف باشد، مثل آنكه: شخصی توهّم كند كه عمرو تعشّق به زن او دارد پس بر سبیل امتحان عمرو را وكیل در طلاق او كند تا صحّت مظنّه‌اش ظاهر شود. (حسن بن شهید ثانی، معالم الاصول: 84)

سیم: قید تا سه روز شاید از برای كتابت باشد نه از برای گناه، یعنی: گناهانی كه در این سه روز اتفاق افتد در این سه روز نمی‌نویسند نه آنكه مطلقا نمی‌نویسند، و شاید بعد از سه روز همان گناهان را بنویسند، چنانكه مقتضای مفهوم غایت است. و سرّ سه روز مهلت آن است كه: شاید توبه به عمل آید، چنانكه در مطلق گناه وارد شده كه: تا هفت ساعت بر او نمی‌نویسند و چون هفت ساعت بگذرد بدون توبه؛ در آن وقت می‌نویسند. (حر عاملی، وسائل الشیعة،: 16: 65 حدیث 20992 و 20995)

و نظر به شرافت غدیر تا سه روز مهلت داده‌اند، لكن در حدیث وارد است كه: «گناهی كه به عزم توبه به عمل آید توبۀ آن مقبول نمی‌شود»، شاید مراد این باشد كه توفیق توبۀ از آن نخواهد یافت، و اللّه العالم.

و مثل این حدیث؛ در فضیلت روز نهم ربیع الأول از حضرت امام حسن عسكری(ع) از حضرت پیغمبر(ص) روایت شده و تأویل هر دو یكی است.» (محمدعلی بن وحید بهبهانی، مقامع الفضل، ج‌2: 183)

آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در تبیین این حدیث چنین می‌نگارد:

*: چند سالی است بعضی از هیأتهای مذهبی توسط بعضی از مداحان، نهم ربیع الأوّل را جشن مفصّلی می‌گیرند و تا دیر وقت (شبها) جلسات جشن دارند و متأسفانه كمتر مسائل شرعی رعایت می‌شود. با توجّه به این مقدّمه آیا حدیث رفع قلم نسبت به این ایام صحیح است و افراد آزادند هر كار خلافی را انجام دهند؟با چه بیان و دلیلی می‌توان اینها را قانع كرد؟ با چه مداركی؟

جواب: حدیث رفع قلم مخصوص به كودكان نابالغ و دیوانه‌ها و حالت خواب است و معاذ الله كه ائمّه معصومین (علیهم السلام) اجازه ارتكاب گناه به افراد در این ایام یا غیر این ایام را داده باشند. (مکارم‌شیرازی، استفتاءات جدید، ‌1: 499)

*: شیعیان در روز نهم ربیع الأوّل به مناسبت عید الزهراء علیها السلام مراسم جشن و سرور برپا می‌كنند. در برخی از این مراسم آنچه از سخنان ركیك، و حتّی‌ خلاف می‌دانند، می‌گویند؛ بلكه گاه مردان، خود را به شكل زن در می‌آورند! و هنگامی كه به آنان تذكّر داده می‌شود، به روایت «رُفِعَ القَلَم» استناد جسته، و می‌گویند طبق این روایت، اعمال مذكور اشكالی ندارد. آیا این اعمال، جایز و موجب رضای خدا و اهل بیت عصمت و طهارت است؟ در صورت عدم جواز، توجیه روایت رفع قلم چیست؟

جواب: اوّلًا: روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایام مخصوص، در منابع معتبر نداریم.

ثانیاً: بر فرض، چنین چیزی باشد (كه نیست) مخالف كتاب و سنّت است، و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست، و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست. همچنین سخنان ركیك و كارهای زشت دیگر.

و ثالثاً: تولّی و تبرّی راه‌های صحیحی دارد، نه این راههای خلاف. (همان، ‌3: 610)

با توجه به نکاتِ مطرح شده در ذیل این فراز حدیث، به خوبی روشن است که قطعا اهل بیت(ع) به دنبالِ ترویج لاابالی‌گری و اباحه‌گرایی در میان شیعه نبوده‌اند، لذا نباید با برداشتِ غلط از آموزه‌های دینی، به ترویجِ روحیة بی‌قیدی انسان که قرآن از آن با لسان «انسان مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند!» (قیامت: 5) خبر داده است، دامن بزنیم.

[1] . لازم به یادآوری است كه: این حدیث را اهل سنت نقل كرده‌اند، زیرا كه مرحوم سید بن طاووس؛ این روایت را از كتاب «النشر و الطی» نقل كرده است، و در صفحه 454 كتاب اقبال الاعمال تصریح كرده است كه: روایات كتاب «النشر و الطی» از كتب اهل سنت جمع‌آوری گردیده است.

[2] . لازم به یادآوری است كه: این حدیث را اهل سنت نقل كرده‌اند، زیرا كه مرحوم سید بن طاووس؛ این روایت را از كتاب «النشر و الطی» نقل كرده است، و در صفحه 454 كتاب اقبال الاعمال تصریح كرده است كه: روایات كتاب «النشر و الطی» از كتب اهل سنت جمع‌آوری گردیده است.

[3] . مرحوم سید بن طاوس در «اقبال الاعمال: 464» قبل از این روایت روایت دیگری در رابطه با عید غدیر از امام رضا(ع) نقل كرده است كه آخر آن روایت چنین است: «و ان مات فی لیلة أو یومه أو بعده إلی مثله من غیر ارتكاب كبیرة فأجره علی اللّه» یعنی: اگر در شب یا در روز غدیر یا بعدش بمیرد و مرتكب گناه كبیره‌ای نشده باشد؛ پاداشش با خدا است.

ملاحظه می‌فرمائید امام رضا(ع) تصریح فرمودند كه كسانی می‌توانند امید نجات داشته باشند كه مرتكب گناهان كبیره نشده باشند. بنابراین معنی آن روایت این است كه: امید بخشیده شدن گناهان صغیره در عید غدیر و جمعه بیشتر است.