حدود و شرایط لعن
807 بازدید
تاریخ ارائه : 1/15/2014 6:13:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

شرایط لعن:

1. آگاهانه: با توجه به اینکه پیش از این نیز بیان شد، کسی که مورد لعن قرار می‌گیرد یا مستحق لعن نیست و یا مستحق لعن می‌باشد. اگر مستحق لعن نباشد لعن نمودن چنین شخصی برای هیچ کس حتی در خفاء و در عدم حضور دیگران جایز نیست و در شرع اسلام از آن نهی شده است. (ر.ک: حر عاملی، وسائل الشیعه، 12: 301) لذا باید شخصِ مورد نظر را به درستی شناخت و در صورتی که در زمرة گروه‌های لعن شده در قرآن، قرار داشت، وی را لعن و نفرین کرد.

2. آگاه سازی دیگران: با توجه به تبلیغات سوءِ برخی مبنی بر اینکه لعن دشمنان اهل بیت(ع) جایز نیست و این بدعت است و مسائلی از این قبیل، لازم است برای روشن شدنِ دقیق بحث برای همگان، به دیگران که در مجلس شرک دارند، شخصِ لعن شده، به دقت معرفی گردد.

در واقع با این اطلاع‌رسانی، جلویِ بسیاری از شبهاتی که ممکن است پس از این جلسات در ذهن برخی شرکت‌کنندگان پیش بیاید، گرفته شود و این مجالس با معرفت واقعی، از رونق بیشتری برخوردار گردد.

3. مخفیانه: با توجه به مطالبی که در ذیل از امام صادق(ع)، نقل می‌شود، همچنین برای حفظِ اتحاد میان مسلمانان، که در جای خود امری لازم و ضروری است، لازم است لعن کردن به صورت مخفیانه و در گروه‌های شیعی برگزار گردد.

«امام صادق(ع): معارفِ اهل بیت(ع) را برای همه، آشکار نکنید … بی‌گمان تقیه روش من و روش پدرانِ من بوده است؛ اصلا کسی که تقیه نکند، دین ندارد؛ در ضمن کسی‌که معارفِ ما را [نزد بیگانگان] آشکار سازد، همانند کسی است که آنها را انکار کرده است.» (برقی، المحاسن؛ ‌1: 255)

4. نفرین مأثور بهتر است: در روایات سفارش شده است که برای هر نوع دعا، خواه به نفعِ کسی یا زیانِ کسی، از شیوه‌هایی استفاده کنید که از طریق اهل بیت(ع) به دست ما رسیده است.

امام صادق(ع): دعای شیعیان ناتوان در هر مورد معین شده است (علامه مجلسی، بحار الأنوار، 90: 365)

5. رعایت آداب دعا: در روایاتِ متعددی آداب و شرایط متعددی برای استجابتِ دعا و نفرین وارد شده است که برخی آنها عبارتند از:

*: در تنگنا: وقتی امام صادق(ع) یقین کرد که فرستاده‌های حکومت برای کشتن وی آمده‌اند، و نسبت به جانش ترسید؛ دست‌هایش را بالا برد، پس روی زانوها زد و سپس دست‌ها را باز کرد و نفرین کرد. (صفار، بصائر الدرجات: 238)

*: در سجدة دوم نماز شب: امام صادق(ع): دشمنت را در سجدة دوم نماز شب پس از ستایش و سپاس خدا، به این صورت نفرین کن؛ خدایا! سریع تیری به او بزن تا به‌خاطر آن دست از سرِ من بردارد و مرگ او را نزدیک کن و او را ریشه‌کن نمای و این عذاب را سریع محقق کن. (کلینی، کافی، 2: 512)

*: شب­زنده داری و عبادت قبل از نفرین: امام صادق(ع) تمام شب را مشغول نماز بود، در سحرگاه به سجده رفت و فرمود: بارالها! تو را به‌حق قوتِ قویت و جلال شدیدت، که همة آفریده‌هایت در برابر آن خوارند، از تو می‌خواهم بر محمد و خاندان او درود بفرستی و دشمنم را همین الآن، بگیری. (کلینی، الکافی، 2: 513)

*: غسل قبل از نفرین: امام صادق(ع) در شب، غسل کرد و رو به قبله نمود و فرمود: ای خدا! تیری از تیرهای خشم خودت را به او بزن تا قلب او را درگیر حزن کند. (میرزای نوری، مستدرک الوسائل، 5: 259)

لعن و سب در فتوای مراجع تقلید

ممنوعیتِ فحش و تفاوت با لعن

*: لعن اعداء دین و اظهار عداوت و تبرّی از آنان با رعایت موارد تقیه از فروع دینی است، حال آیا فحش دادن به آنان، آن هم فحشهای رکیک و زشت مثل فحشهایی که منسوب به اعضاء بدن است، فحش ناموس، خواهر و مادر ... به آنان جایز است؟ (البته در مکانی که محلّ تقیه نیست یا مثلا انسان تنهاست)؟

جواب: لعن مؤمن حرام است و امّا فحش و گفتاری که ذکر آن قبیح است مطلقا جایز نیست. (تبریزی، استفتاءات جدید، 2: 487)

*: با توجه به آیۀ 108 سورۀ انعام که می‌فرماید: لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ...، آیا گفتن مرگ و سبّ کفار جائز است؟ و در صورت حرمت آیا لعنت‌هایی که در بعض از دعاها و یا زیارات می‌باشد بر خلاف این آیه نمی‌باشد؟

جواب: در قرآن کریم می‌خوانیم: وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ و در نهج البلاغه می‌خوانیم: «همانا من کراهت دارم که شما آنان را سبّ کنید، ... و لکن اگر ضمن توصیف کارهای آنان دعا می‌کردید و از خدا می‌خواستید که خون آنها و شما را حفظ کرده و اختلاف میان ما و ایشان را اصلاح کند، قطعا بهتر بود.»

ولی لعن نه سبّ است نه اهانت. «لعن» به معنای طرد و دوری از رحمت است و مورد آن افراد ظالم و شرور می‌باشد. در لعن می‌خواهیم که خدا افراد ظالم و شرور را طرد کند و از رحمت خویش دور نماید؛ و در حقیقت لعن اظهار بیزاری از ظلم و جنایت است و در قرآن کریم می‌خوانیم: أَلا لَعْنَةُ اللّهِ عَلَی الظّالِمِین. (منتظری، رساله استفتاءات،‌2: 336 و 438)

*: سبّ غیر مؤمنان و دشمنانِ اهلِ بیت(ع) جایز است؟

جواب: در مورد غیر مؤمن، خدا ایشان را در مواردی لعن کرده است، اما سبّ کردن شایسته نیست زیرا امیر المؤمنین(ع) در این زمینه فرمود: «خوش ندارم که شما ناسزا بگویید.» (شیرازی، ألف مسألة فی بلاد الغرب: 467)

تجویز لعن

بسیاری از مراجع تقلید در بیانِ مستحباتِ آب‌نوشیدن، چنین می‌نویسند: حضرت امام حسین علیه السلام و خاندان و یاران او را یاد و قاتلان ایشان را لعن کند. (روح الله خمینی، حاشیه وسیلة النجاة: 633؛ فاضل لنکرانی، احکام جوانان: 172؛ شبیری‌زنجانی، المسائل الشرعیة: 613؛ صافی‌گلپایگانی، احکام نوجوانان: 161؛مکارم‌شیرازی، رسالة توضیح المسائل: 443)

*: آیا دشمنان اهل بیت علیهم السلام را می‌توان لعن کرد؟

جواب: فقط مؤمن را نمی‌توان لعن کرد و احترامش لازم است. (تبریزی، استفتاءات جدید، ج‌1: 505)

*: لعنت کردن شیعۀ فاسق چه حکمی دارد، بخصوص اگر ظالم هم باشد؟

جواب: چنانچه ظالم باشد لعن ظالم مانعی ندارد. (تبریزی، استفتاءات جدید،‌2: 488)

لعن‌های در زیارت‌ها

*: در سال‌های اخیر ابهاماتی در مورد سندیت و یا محتوای زیارت عاشورا مطرح شده است به نحوی که برخی معتقدند: بخش‌هایی از آن زیارت‌نامه که به لعن برخی افراد اختصاص دارد از معصوم علیه السلام نرسیده است. مستدعی است نظر خود را در این مورد و بحث سند حدیث ذکر کنید.

جواب: عمدۀ مضامین زیارت عاشورا و از جمله لعن بر دشمنان اهل بیت علیهم السلام و غاصبین حق آنان، در کلمات معصومین علیهم السلام و نیز در دعاها و از جمله دعای چهل و هشتم صحیفۀ سجادیه و نیز در زیارت‌های دیگر ذکر گردیده است و خود آن زیارت نیز در کتب معتبر مذکور بوده و خواندن آن به امید ثواب مانعی ندارد، بلکه مطلوب است. البته در کتاب «کامل الزیارات» به جای قسمت‌هایی از آن زیارت که حاوی لعن برخی اشخاص است عباراتی دیگر می‌باشد. در قرآن کریم و بسیاری از ادعیه و زیارات، افراد کافر، ظالم، منافق، کتمان کنندۀ حقیقت، آزار دهندۀ خدا و رسول و اهل بیت آن حضرت علیهم السلام و ... به طور عموم مورد لعن قرار گرفته‌اند. در این رابطه می‌توانید به کافی، ج 3، ص 189، ح 3 و 4 و قرب الاسناد، ص 59، ح 190 و تاریخ طبری، ج 4، ص 52 چاپ اعلمی، بیروت مراجعه کنید.

مراد و معنای «لعن» نفرین است، یعنی درخواست عذاب الهی و دوری از رحمت خداوند برای کسانی که مورد لعن قرار می‌گیرند و خود آنها به خاطر کفر، ظلم و مانند آن زمینۀ دوری خود از رحمت خداوند و شمول عذاب الهی را فراهم کرده‌اند و به این لحاظ هرچند لعن، ظاهراً و به حسب دلالت مطابقی در قالب نفرین و به صورت «انشاء» و درخواست دور بودن از رحمت الهی است، اما به حسب حقیقت و دلالت التزامی «اخبار» از واقعیتی است که همان دور بودن کافر، ظالم و مانند آنها از رحمت‌ حق تعالی است و همین دوری از رحمت است که در آخرت به صورت‌هایی متناسب با عقائد و ملکات نفسانی ملعونین بروز و ظهور می‌کند و در حقیقت، لعن افرادی که در قرآن، کلمات معصومین علیهم السلام، دعاها و زیارت‌ها مورد لعن قرار گرفته‌اند کاشف از آن است که آنان زمینه و صلاحیت شمول رحمت الهی بر خود حتی رحمت هدایت را از بین برده‌اند و گرنه لعن به معنای درخواست دور بودن رحمت خداوند از آنان به گونه‌ای که هدف لعن کننده از لعن در خواست عدم شمول رحمت، حتی رحمت هدایت و تطهیر از گناهان نسبت به ملعوین باشد آن هم از سوی خداوند رحمان و رحیم و اولیای او که مظهر رحمت واسعۀ اویند، وجه معقول و مقبولی ندارد و بالاخره لعن کسانی که ظلم و تعدّی کرده و راه هدایت خود را مسدود کرده‌اند نه قبح عقلی دارد و نه منع نقلی. (منتظری، رساله استفتاءات،‌3: 496)

*: مدتی است که شایعه‌ای بین مردم پخش شده است که علما گفته‌اند: زیارت عاشورا را به خاطر حفظ وحدت بین مسلمانان در مجالس، مساجد و یا به صورت گسترده برگزار نکنیم. لطفاً نظر خود را در این مورد بیان فرمایید؟

جواب: از شایعۀ مذکور اطلاعی ندارم و خواندن زیارت عاشورا در هر حال به قصد ثواب و بدون آن‌که از آن استفادۀ سیاسی شود مطلوب است. (منتظری، رساله استفتاءات،‌3: 497)

جایگاه و شیوة برگزاری مجالس

*: معمولا در مراسم عید الزهراء علیها السّلام کف زدن، پایکوبی، رقص ... و حتی اموری که جمیع فقهاء صریحا فتوی به حرمتش دارند را مستند به حدیث «رفع القلم» می‌دانند. آیا این‌حدیث سندا صحیح است؟ و اگر بالفرض روایت صحیحه باشد معنای حدیث چیست و از آن چه برداشت می‌شود؟

جواب: روایت مزبور صحیح نیست و فرقی بین ایام نیست و معصیت، معصیت است. (تبریزی، استفتاءات جدید، ‌2: 516)

*: نزد شیعه روز نهم ربیع چه جایگاهی دارد؟

جواب: روز نهم ربیع را به عنوان رمز شادی به مناسبت شادی اهل بیت علیهم السلام قرار داده‌اند، (تبریزی، استفتاءات جدید، ‌1: 509)

*: حکم شرعی رفتن در مجالس نهم ربیع الاول که در آن مجالس به خاطر شادی شیعیان شروع به لعن و نفرین به دشمنان اهل بیت-(ع)- و مزاح کردن و لطیفه گفتن می‌کنند، چیست؟ مجلس تا چه حدّی باید در شادی پیش برود؟

جواب: در حدّ مشروع و عدم احتمال وجود بیگانه، اشکال ندارد. (بهجت، استفتاءات، ‌4: 546)

*: در مجالسی که به عنوان تولی و تبری برای خشنودی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برگزار می‌گردد چنانچه در مجلسی که فقط بانوان شرکت دارند و صدای آنان به نامحرمان نرسد بخوانند و برقصند چگونه است؟

جواب: در مورد سؤال رقصیدن اشکال دارد و خوانندگی هم اگر غنا باشد حرام است و اگر غنا نباشد مانعی ندارد و کف زدن اگر به نحو لهوی باشد اشکال دارد‌. مجالسی که به عنوان تولی و تبری برگزار می‌شود هرچه از محرمات و مشتبهات منزه باشد اولی است. (صافی‌گلپایگانی، جامع الأحکام، ‌2، ص: 128)

*: معمولًا در مراسم عید الزهراء سلام اللّٰه علیها کف زدن و پایکوبی و رقص را مستند بحدیث رفع القلم می‌دانند آیا صحیح می‌باشد؟

جواب: عید الزّهراء با سائر ایام در این جهت فرقی ندارد و مورد رفع القلم نیست. (صافی‌گلپایگانی، جامع الأحکام، ‌2: 129)

*: چند سالی است بعضی از هیأتهای مذهبی توسط بعضی از مداحان، نهم ربیع الأوّل را جشن مفصّلی می‌گیرند و تا دیر وقت (شبها) جلسات جشن دارند و متأسفانه کمتر مسائل شرعی رعایت می‌شود. با توجّه به این مقدّمه نظر شما راجع به این جلسات چیست؟ آیا شرکت کنیم؟ آیا ائمّه اطهار (علیهم السلام) هم در این ایام جشن می‌گرفتند و شادی داشته‌اند؟

جواب: در اینجا نکاتی باید مورد توجّه قراد گیرد:

الف) تولّی دوستان اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و تبرّی از دشمنان آنها، جزء ارکان مذهب ماست.

ب) نباید کاری کرد که شکاف در صفوف مسلمین بیفتد.

ج) نباید به نام مقدّس اهل بیت (علیهم السلام) مجالس مشتمل بر گناه تشکیل داد. (مکارم‌شیرازی، استفتاءات جدید، ‌1: 499)

*: معمولا در مراسم عید الزهراء کف زدن، پایکوبی، رقص و حتّی اموری را که جمیع فقها صریحاً فتوا به حرمت آن داده‌اند، را مستند به حدیث رفع القلم که ذیلا به آن اشاره می‌شود، جایز می‌دانند: «وَ امَرْتُ الْکِرَامَ الْکَاتِبِینَ انْ یرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ ثَلَاثَه ایام مِنْ ذلِکَ الْیوْمِ، وَ لَا اکْتُبُ عَلَیهِمْ شَیئاً مِنْ خَطَایاهُمْ کَرَامَة لَکَ وَ لِوَصِیکَ». آیا این نوع احادیث از نظر سند معتبر است؟ و بر فرض اعتبار معنای حدیث چیست؟

جواب: این روایت از نظر سند اعتباری ندارد؛ به علاوه مخالف کتاب الله است، و‌ معاذ الله که ائمه معصومین (علیهم السلام) اجازه ارتکاب گناه به افراد در این ایام یا غیر این ایام داده باشند. و بر فرض اعتبار، معنای حدیث این است که اگر کسی لغزشی از او سر زد خداوند او را می‌بخشد، نه این که عمداً آلوده گناه شود. (مکارم‌شیرازی، احکام بانوان: 199)