اندر مهجوریت حوزه و حوزویان(1)
29 بازدید
تاریخ ارائه : 11/1/2013 5:52:00 PM
موضوع: سایر

در کوچه و بازار و اس ام اس ها، نقدهای متعددی به حوزه و حوزویان، می‌شود؛ حتی خود طلاب نیز برخی این نقدها را مطرح می‌کنند و به دنبال تصحیح خطاهای و اشتباهاتشان هستند. اما گاهی این تیغ تیز نقد، از حد می‌گذرد و به بی‌جفایی و بی‌حرمتی نسبت به طلاب و حوزه می‌انجامد، برای مثال چند سال پیش که به دنبال نگارش پایان نامه‌ای در زمینة «بازاریابی چندسطحی» بودم، برای موضوع شناسی، تلفن تماسی از قوة قضائیه تهران به دستم رسید که گفتند: قاضی فلانی متخصص شرکتهای هرمی است و اکثر پرونده‌های بزرگ در این زمینه به دست ایشان سپرده می‌شود. من با خوشحالی زیاد به یاد «جوینده یابنده است» و «من جدّ وجدّ وجد» افتادم و گفتم: این همه تلاش برای موضوع شناسی، مرا به کسی رساند که می‌توانم همة پیچیدگی‌های و نقاط تاریک این موضوع را برایم بیان کند. وقتی تماس گرفتم، با تعجب فراوان، فهمیدم، همة آن فکرها، تخیل و توهمی بیش نبوده است، چون آن قاضی محترم، وقتی شنید من طلبة حوزة علمیة خراسان هستم،

گفت: نمی‌توانم با شما همکاری کنم، زیرا حوزة علمیه که مرکز علمی نیست!

گفتم: اسمش «حوزة علمیه» است نه «حوزة انتخاباتی» .

گفت: برای ما این مرکز به عنوان مرکز علمی معرفی نشده است، آنجا مرکز تبلیغی است!!!

گفتم: چکار باید بکنم؟

گفت: حوزة خراسان نامه‌ای بنویسد و شما را به دانشگاه فردوسی مشهد معرفی کند تا آنها شما را معرفی کنند یا حوزة خراسان را به عنوان مرکز علمی معرفی کنند تا با شما همکاری کنیم!