ارتداد و آزادی
274 بازدید
تاریخ ارائه : 7/16/2013 1:55:00 PM
موضوع: فقه و اصول

یکی از اشکالاتی که به دین اسلام، مطرح می‌شود، این است که چرا در اسلام برای شخص مرتد، حکمِ اعدام صادر شده است؟ این حکم با آزادی انتخاب دین و اکراهی نبودنِ دین مخالفت دارد. چنین کاری با آزادی بیان و آزادی اندیشه در تعارض است.

در ادامه به صورت مختصر مباحثی در مورد این مسئله اشاره می‌گردد، تا دلیلِ اصلی این حکم روشن گردد:

*) تعریف مرتد: انتخاب دين و عقيده يا تغيير آن غير از ارتداد است. كسى كه در صدد رسيدن به دين حق و عقيدۀ مطابق با واقع باشد طبعاً دين خاص يا عقيدۀ خاصى را انتخاب مى‌كند يا آن را تغيير مى‌دهد و در هر دو حال خود را محق و طالب حق و حقيقت مى‌داند؛ هرچند ممكن است به نظر ديگرى دين و عقيدۀ او باطل باشد. اما شخص مرتد درصدد رسيدن به حق و حقيقت نيست؛ بلكه او مى‌داند حق چيست و كجاست و با اين حال درصدد مبارزه و معانده با حق است و از اين جهت در جوهر ارتداد، عناد و جحد و لجاجت وجود دارد. درضمن برای ارتداد علاوه بر جحد و عناد، نوعى محاربه با مسلمانان نیز به چشم مى‌خورد. [برای مثال] گروهى از معاندان و محاربان با اسلام جهت تضعيف و در نهايت نابودى اسلام چنين توطئه كردند كه شمارى از آنان مسلمان شوند و پس از مدت كوتاهى از اسلام، اعلام‌ بيزارى كرده و مرتد شوند؛ و با اين شيوه، تازه مسلمانان و كسانى را كه ايمان محكمى پيدا نكرده بودند از دين بازگردانند. قرآن حكيم اين توطئه را اين گونه بازگو مى‌فرمايد: «جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: «(برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مى‏دانند و اين توطئه كافى است كه آنها را متزلزل سازد)»(آل‌عمران: 72). (حكومت دينى و حقوق انسان؛ ص: 130)

*) تقسیم مرتد: در فقه شیعه، مرتد بر دو گونه است:

مرتد فطری: کسی که به خاطر اسلام پدر و مادرش یا یکی از آنها هیچگاه به کفرش حکم نشده است و پس از بلوغ نیز خودش به اسلام گرویده باشد. البته اسلام تقلیدی کفایت نمی‌کند، بلکه باید با تحقیق صحیح، به اسلام گرویده باشد. (شیخ طوسی؛ خلاف؛ 3: 591؛ شيخ طوسي؛ مبسوط؛ 7: 268؛ فاضل هندی، کشف اللثام9: 358؛ محقق اردبیلی؛ مجمع الفائدة؛ 13: 318؛ نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 602 و 604 و 617؛ جامع المدارک؛ 5: 289؛ امام امام خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیلة؛ 794 مسئله 1، محمدجواد فاضل لنکرانی، پاسخ به شبهات پيرامون حكم فقهي ارتداد، 16 [به نقل از استفتاء آیت‌الله فاضل])

مرتد ملی: کسی که در زمرة مرتد فطری نمی‌گنجد، یعنی حداقل یکی از شرایطِ فوق را نداشته باشد.

*) تفاوت دو قسم: مهم‌ترین تفاوت میان دو نوع مرتد، این است که توبة مرتدِ فطری (به نظر مشهور فقیهان) پذیرفته نمی‌شود، اما توبة مرتد ملی قابل پذیرش است.

*) سبب ارتداد: مهم‌ترین عامل ارتداد که مورد پذیرش همة فقیهان شیعه است، عبارت است از: «انکار خدا، توحید یا پیامبر (ص)». (نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 6: 79)

*) شرایط تحقق ارتداد: برخی از شرایطی که همة فقیهان در تعیین تحقق ارتداد، مطرح کرده‌اند عبارتند از:

  1. کمال عقل. (ابن طی فقعانی؛ الدر المنضود؛ 308؛ نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 609؛ امام خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیلة؛ 892 مسئله 2)
  2. بلوغ. (نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 609؛ امام خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیلة؛ 892 مسئله 2)
  3. قصد. (ابن طی فقعانی؛ الدر المنضود؛ 308؛ نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 610؛ امام خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیلة؛ 892 مسئله 2)
  4. اختیار. (ابن طی فقعانی؛ الدر المنضود؛ 308؛ نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 609؛ امام خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیلة؛ 892 مسئله 2)
  5. به خاطر شبهه نباشد. (نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 6: 75 و 76؛ شيخ طوسي؛ مبسوط؛ 7: 267؛ محقق کرکی؛ جامع المقاصد 3: 376؛ شهید ثانی؛ مسالک الافهام؛ 14: 468؛ محقق اردبیلی؛ مجمع الفائدة؛ 13: 201؛ میرزای قمی؛ غنائم الأیام؛ 5: 188؛ محقق نراقی؛ مستند الشیعة؛ 6: 270)

برخی دیگر از فقیهان شرایط دیگری نیز برای تحقق ارتداد مطرح کرده‌اند که عبارتند از:

  1. با مرتد اتمام حجت شده باشد. (نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 6: 80)
  2. محاربه با مسلمانان. (طباطبائی؛ محمد کاظم؛ العروة الوثقى(با حاشیة 5 مرجع)؛ 1: 94)
  3. علم به ضروریت مطلب انکار شده، داشته باشد. (محقق اردبیلی؛ مجمع الفائدة؛ 13: 340؛ نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 601)
  4. اثبات در دادگاه صالحة شرعی. (امام خمینی، روح الله؛ کتاب الطهارة؛ 3: 633)
  5. عنادی باشد. (نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 6: 78؛ بهجت، محمدتقی، استفتائات، 1: 10)
  6. ارتداد همه‌گیر نباشد (عصرِ شبهه نباشد). (سبحانی، جعفر، حدود و تعزیرات، 126)
  7. قصد انکار یا استخفاف داشته باشد. (نجفی، محمد حسن؛ جواهر الکلام؛ 41: 625)
  8. باید کل اسلام را انکار کند نه بخشی از آنرا. (معرفت، محمد هادی، مجلة آفتاب معرفت «آثار فقهی علامه معرفت»؛ 87)

سخن پایانی:

در گذشته که بچه‌ها را تنبیه بدنی می‌کردند! تا درس بخوانند، معلمی بدونِ استفاده از ضرب و شتم، همة شاگردانش را به درس خواندن علاقه‌مند کرده بود. شیوة کاری او را پرسیدند. معلم گفت: «من شلاقی بر روی دیوار کلاس نصب کرده‌ام، هر روز یکی از شاگردها موظف است آن را تمیز کند، ابهت این شلاق، باعث می‌شود که شاگردان بدونِ کتک خوردن، درس بخوانند.»

در هيچ مورد مجازات هدف اصلى نيست؛ بلكه يك وسيله بازدارنده براى مجازات شونده يا ساير مردم است. به همين جهت دستور داده شده كه مجازات آشكار باشد تا اثر بازدارندگى خود را در جامعه ببخشد و نيز در مجازات تعزيرى و بعضى از موارد حدود، هرگاه مجرم از طريق ديگرى از گناه خوددارى كند و توبه نمايد، مجازات از ميان مى‌رود. (مکارم شیرازی، استفتاءات جديد، ج‌2، ص: 505‌)

حال با توجه به مطالبی که در مورد مرتد ارائه شد، آیا این حکم، بیشتر برای بازدارندگی از توطئه علیه اسلام و مسلمانان نیست؟ آیا این حکم، مطابقِ قاعدة عقلاییِ بازدارندگی مجازات‌ها نیست؟